تبليغاتX
خيابان بهشت - St Behesht اجتماعي - سياسي - فرهنگي - هنري - اقتصادي - ورزشي

depaul edu dumisani kumalo 07may02 eng 150.jpg

رئيس شورای امنيت سازمان ملل متحد ميگويد محمود احمدی نژاد رئيس جمهوری ايران طی نامه ای از وی درخواست کرده است هنگامی که شورای امنيت اِعمال تحريم های جديدی را عليه ايران به رأی ميگذارد، در جلسه شورای امنيت شرکت و سخنرانی کند. «دوميسانی کومالو» سفير آفريقای جنوبی و رئيس کنونی شورای امنيت اظهار داشت روز پنجشنبه نامه ای را متضمن اين درخواست از سفير ايران در سازمان ملل متحد دريافت داشته است. آقای کومالا ميگويد شورای امنيت نسبت به موافقت با اين درخواست تصميم خواهد گرفت و افزود امروز، جمعه، در اين مورد با ١٤ عضو ديگر شورای امنيت مشورت خواهد کرد. آله هاندروف نماينده آمريکا در سازمان ملل متحد اظهار داشت جای تعجب است فردی که گفته ميشود هيچ احترامی برای شورای امنيت سازمان ملل متحد قائل نيست، اکنون ميخواهد در اين شورا سخنرانی کند. درخواست آقای احمدی نژاد برای سخنرانی در شورای امنيت اندک زمانی پس از آنکه شش قدرت جهان نسبت به پيشنويس قطعنامه جديدی عليه ايران به توافق رسيدند، تسليم گرديد.

+ نوشته شده در  جمعه 1385/12/25ساعت   توسط ائتلاف روزنامه نگاران  | 

U.N. Security Council

سفيران شش قدرت جهان در سازمان ملل ميگويند که در اصول بر روی بسته تحريمهای تازه عليه ايران بخاطر برنامه اتمی جنجالی رژيم تهران، به توافق رسيده اند. نمايندگان آلمان و پنج عضو دائمی شورای امنيت يعنی آمريکا، بريتانيا، فرانسه، روسيه، و چين گفتند که انتظار دارند بسته توافق شده را امروز، پنجشنبه، به اجلاس وسيع شورای امنيت، ارائه کنند. در عين حال آله هاندرو ولف کفيل نمايندگی آمريکا در سازمان ملل متحد گفت اين بسته هنوز نيازمند تصويب دولت های متبوع نمايندگان است، چرا که تغييرات تازه ای از سوی برخی نمايندگان به آن اضافه شده است. امير جونز پری سفير بريتانيا اظهار اطمينان کرد ملاحظات روسيه و چين که توافق را برای دوهفته به تعويق انداخته بود، برطرف شده است. طراحان بسته تازه تحريمها ميگويند که اميدوارند شورای امنيت بتواند هفته آينده آن را به رأی بگذارد. نسخه آخرين پيشنويسی که صدای آمريکا بدست آورده است برای انسداد صادرات تسليحاتی از ايران، فراخوان صادر کرده است.  متن موجود همچنين از کشورها و مؤسسات مالی خواستار بر قراری محدوديت برروی وام های تازه به ايران، شده است. مجازاتهای تازه به تحريم هائی که در پايان سال گذشته پس از بی اعتنائی ايران به ضرب الاجل سازمان ملل برای تعليق غنی سازی اورانيوم که قابل استفاده برای ساختن سلاح های اتمی است برقرار شدند، اضافه خواهند شد. محمود احمدی نژاد رئيس جمهوری ايران پس از اعلام توافق شش قدرت جهان درباره تحريم های تازه تهديد قدرت های جهان را درمورد اِعمال تحريم های اقتصادی بيشتری عليه ايران مردود اعلام کرد. محمود احمدی نژاد همچنين از اقدامات تلافی جويانه ايران سخن گفت هرچند از جزئيات آن صحبتی نکرد. آمريکا و متحدان غربی به ايران مظنون هستند که در حال توسعه تسليحات های اتمی است، اتهامی که رژيم تهران انکار ميکند.

منبع : وی او ای

+ نوشته شده در  جمعه 1385/12/25ساعت   توسط ائتلاف روزنامه نگاران  | 

نهال بريده شده زيتون در جنگل سرخه حصار

قطع بيش از ده هزار نهال زيتون در بخشی از زمينهای مربوط به جنگل سرخه حصار در شرق تهران، بار ديگر سازمان حفاظت از محيط زيست و شهرداری تهران را رو در روی هم قرار داده است، اما اين بار شهرداری در مقام اعتراض به قطع درختان قرار گرفته است.

حدود دو هفته پيش، طی هفته ای که در ايران به هفته درختکاری موسوم است، حدود هزار و پانصد تن از شهروندان تهران طی مراسمی که شهرداری منطقه سيزده تهران برگزار کرده بود، بيست هزار نهال زيتون سه ساله در اراضی سرخه حصار کاشتند، اما بامداد ديروز (پانزدهم مارس)، بيش از نيمی از اين نهالها از بن با قيچی قطع و در محل رها شده بود.

شهردار منطقه سيزده تهران قطع اين نهالها را به افراد ناشناس نسبت داده اما در عين حال اشاره کرده که سازمان محيط زيست به کاشت نهالها اعتراض داشته و قرار بوده است جلسه ای ميان اين سازمان و شهرداری برگزار شود تا در صورت لزوم، نهالهای کاشته شده از اين محل کنده شده و به جای ديگری انتقال داده شوند.

به گفته وی، عصر چهارشنبه (چهاردهم مارس) نيز مأموران سازمان حفاظت از محيط زيست با کارگران شهرداری که در حال آبياری و کودريزی نهالها بودند درگيری لفظی پيدا کرده و به آنان اعلام کرده بودند که بايد هر چه سريعتر محل را ترک کنند.

مالکيت اراضی سرخه حصار از بيست و يک سال پيش مورد اختلاف بين سازمان حفاظت محيط زيست و شرکتی با عنوان تعاون مسکن زيتون قرار داشت که وابسته به وزارت کشاورزی است.

اراضی سرخه حصار که 240 هکتار وسعت دارد، 21 سال پيش با سند رسمی به شرکت تعاونی مسکن زيتون واگذار شده بود تا در آن برای چهارهزار کارمند وزارت کشاورزی خانه بسازد.

اما با شکايت سازمان حفاظت محيط زيست که اين اراضی را پارک ملی می دانست، ساخت و ساز در سرخه حصار انجام نگرفت و بدين ترتيب روند حقوقی پيچيده ای آغاز شد که سرانجام به رأی نهايی ديوان عدالت اداری به نفع شرکت تعاونی مسکن زيتون انجاميد.

بر اساس رأی دیوان عدالت ‌اداری، شرکت تعاونی مسکن زیتون مالک اين اراضی شناخته شد و اجازه يافت در اين اراضی ساخت و ساز کند.

اين رأی اعتراض سازمان حفاظت از محيط زيست را برانگيخت که مسئولانش می گويند با استناد به قانون می توانند اراضی سرخه حصار را بار ديگر به مالکيت اين سازمان درآورند و مانع از ساخت و ساز در آن شوند.

دادستان کل ايران نيز با ساخت و ساز در سرخه حصار مخالفت کرده و گفته: "این پارک با صدوپنجاه‬ سال قدمت یکی از تنفسگاههای شرق تهران است که آتش زدن این منابع حیاتی با هیچ توجیهی سازگار نیست و در این شرایط آلودگی بحرانی تهران، باید از منابع طبیعی این پارک صیانت شود".

دادستان کل کشور با استفاده از اختيارات خود می تواند مانع از اجرای حکم ديوان عدالت اداری شود و تصميم گيری نهايی در اين زمينه را به ديوان عالی کشور ببرد.

از سوی ديگر، وزارت کشاورزی که شرکت تعاونی مسکن زيتون وابسته به آن است، طی توافقی با شهرداری تهران، يکصدوپنجاه هکتار از اراضی سرخه حصار را به شهرداری واگذار کرده تا آن را به فضای سبز تبديل کند.

شهردار منطقه سيزده تهران می گويد، دويست ميليون تومان بودجه به ايجاد فضای سبز در اراضی سرخه ‌حصار اختصاص داده شده و تنها طی هفته درختکاری، بيست هزار نهال زيتون در منطقه ای به وسعت شش هکتار از اين اراضی و چهار هزار درخت نيز در منطقه ديگری به وسعت شش هکتار که در حاشيه بزرگراهی به نام شهيد ياسينی قرار دارد کاشته شده است.

زمستان سال گذشته نيز شهرداری تهران با سازمان حفاظت محيط زيست دچار اختلاف شد اما در آن مورد، شهرداری برای ساخت بزرگراهی در منطقه لويزان در شمال شرق تهران چند هزار درخت را قطع کرده و باعث برانگيخته شدن اعتراضات شده بود.

محمدباقر قاليباف، شهردار تهران که در انتخابات رياست جمهوری رقيب شکست خورده محمود احمدی نژاد بود يکی از انگيزه های اصلی اين اعتراضات را به جناحبنديهای سياسی نسبت داد.

+ نوشته شده در  جمعه 1385/12/25ساعت   توسط ائتلاف روزنامه نگاران  | 

احمدی نژاد

در پی توافق گروه 1+5 بر سر پیش نویس قطعنامه ای علیه ایران، رییس جمهوری ایران مصوبه احتمالی شورای امنیت علیه این کشور را بی اثر خوانده و همزمان، نماینده ایران در سازمان ملل درخواست رسمی حضور رییس جمهوری در جلسه شورا را تسلیم کرده است.

روز جمعه، 16 مارس، محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران، در سخنانی که در استان یزد ایراد کرد در اشاره به مخالفت برخی کشورهای خارجی با ادامه برنامه های هسته ای ایران گفت که "چرخه سوخت هسته ای در اختیار ملت ایران است و از آن عقب نشینی نخواهد کرد." رییس جمهوری ایران، که در اجتماع مردم شهرستان خاتم سخن می گفت، هشدار داد که کسانی که، به گفته وی، در نظر دارند با تهدید و زور سلطه خود را بر ملت ها تحمیل کنند، در اشتباه هستند و نمی توانند مانع از رشد علمی ملت ایران شوند. وی اقدامات بین المللی علیه جمهوری اسلامی را بی اثر خواند و اظهار داشت "بی جهت در این فکر نباشید که ایران را محاصره می کنیم یا تحریم می کنیم، یک روز حقوق بشر را بهانه می کنند، یک روز می گویند در ایران آزادی و انتخابات نیست و ما نگران هستیم که ملت ایران از مسیر صلح آمیز منحرف شود." آقای احمدی نژاد ظاهرا در اشاره به مذاکرات اعضای شورا امنیت در باره قطعنامه احتمالی علیه برنامه های هسته ای ایران گفت "خیال نکنید با این نشست و برخاست ها و جلسات می توانید خللی در مسیر ملت ایران ایجاد کنید." اظهارات رییس جمهوری ایران در حالی انتشار می یابد که کشورهای گروه 1+5 متشکل از پنج عضو دایم شورای امنیت - آمریکا، روسینه، چین، بریتانیا و فرانسه - همراه با آلمان بر سر پیش نویس قطعنامه در مورد برنامه های هسته ای ایران به توافق رسیده اند. انتظار می رود در این قطعنامه از ایران خواسته شود به خواست های مندرج در مصوبات قبلی شورای امنیت شامل تعلیق بخشی از برنامه های هسته ای این کشور عمل کند و همزمان، تحریم های جدیدی را علیه جمهوری اسلامی به اجرا بگذارد. احتمالا این قطعنامه برای عمل به درخواست های مندرج در آن مهلتی را برای ایران تعیین خواهد کرد و در صورت خودداری ایران از اجرا این درخواست ها در پایان این مهلت، مجددا پرونده هسته ای این کشورا به منظور تشدید تنبیه های بین المللی در شورا مطرح خواهد شد.

درخواست رسمی حضور در جلسه شورای امنیت

جمهوری اسلامی خواست های مندرج در مصوبات قبلی شورای امنیت را مغایر حقوق این کشور در دستیابی به فناوری صلح آمیز هسته ای و غیرقانونی خوانده و از اجرای آنها خودداری ورزیده است. همزمان، جمهوری اسلامی رسما خواستار حضور محمود احمدی نژاد در نشست شورای امنیت برای بررسی مساله هسته ای شده است.

الهاندرو وولف نماینده آمریکا در سازمان ملل

نماینده آمریکا از درخواست رییس جمهوری ایران ابراز تعجب کرده است


شامگاه پنجشنبه، دومیسانی کومالو، نماینده آفریقای جنوبی و رییس دوره ای شورای امنیت، در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام داشت که محمد جواد ظریف، نماینده ایران درخواست رسمی حضور آقای احمدی نژاد در جلسه شورای امنیت را به وی تسلیم کرده است. آقای کومالو گفت که در این نامه آمده است که رییس جمهوری ایران در نظر دارد در جلسه شورای امنیت مربوط به پیش نویس قطعنامه علیه ایران سخنرانی کند و افزود که با سایر اعضای شورای امنیت در مورد قبول یا رد این درخواست مشورت خواهد کرد. نماینده آفریقای جنوبی گفته است که مساله اصلی در حال حاضر این است که هنوز مشخص نیست جلسه شورای امنیت درباره پرونده هسته ای ایران در چه تاریخی برگزار خواهد شد. الهاندرو وولف، سرپرست موقت هیات نمایندگی ایالات متحده در سازمان ملل، ابراز تمایل رییس جمهوری ایران برای شرکت در نشست شورای امنیت را مورد انتقاد قرار داده است. آقای وولف گفته است "عجیب است که یک رییس جمهوری که به نقل از وی گزارش شده که مصوبات شورای امنیت را پاره می کند و برای اقدامات شورای امنیت احترامی قایل نیست، علاقمند باشد که در جلسه شورا سخنرانی کند." براساس آیین نامه های شورای امنیت، هر یک از کشورهای عضو سازمان ملل می تواند در جلساتی که به منظور رسیدگی به مسایل آن کشور در شورا تشکیل می شود حضور یابد. منابع ایرانی در مورد مطالبی که ممکن است آقای احمدی نژاد در شورای امنیت مطرح کند اظهار نظری نکرده اند اما به گفته برخی ناظران، انتظار می رود وی علاوه بر طرح مواضع خود در این سخنرانی، انتقاداتی را نیز متوجه ساختار شورای امنیت از جمله حق وتو اعضای دایم کند.

پیش نویس قطعنامه

روز پنجشنبه، 15 مارس، اعلام شد که کشورهای گروه 1+ 5 بر سر پیش نویس قطعنامه ای در مورد برنامه های هسته ای ایران به توافق دست یافته اند و این پیش نویس در جلسه شورای امنیت مورد مذاکره و رای گیری قرار خواهد گرفت. براساس متن پیش نویس که از سوی خبرگزاری ها انتشار یافته است، ضمن تاکید بر پیمان منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای و حق کشورهای امضا کنده پیمان در برخورداری از فناوری صلح آمیز اتمی، خودداری ایران از عمل به دو قطعنامه قبلی شورای امنیت حاوی درخواست تعلیق بخشی از برنامه های هسته ای این کشور محکوم شده است. پیش نویس قطعنامه از تلاش های سیاسی و دیپلماتیک برای حل مساله هسته ای ایران حمایت کرده و همزمان، بر عزم شورا برای وادار کردن ایران به عمل به خواست های مندرج در قطعنامه های قبلی و مهار اقدامات این کشور در دستیابی به فناوری های حساس قابل استفاده در برنامه های اتمی و موشکی تا زمان اجرای مصوبات شورای امنیت از سوی جمهوری تاکید می نهد. این قطعنامه خواست های شورای امنیت از ایران را بر اساس ماده 41 اصل هفتم منشور سازمان ملل مطرح می کند که به معنی الزام آور بودن این مصوبه برای کشورهای عضو سازمان ملل متحد است. در این پیش نویس، از ایران خواسته شده است که بدون تعلل بیشتر به خواست های شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی برای اعتماد سازی در مورد صلح آمیز بودن برنامه های هسته ای خود و رفع ابهامات موجود در این زمینه و موارد مطرح شده در قطعنامه قبلی (شماره 1737) شورای امنیت عمل کند. علاوه بر این، تمامی دولت های جهان موظف شده اند تا مانع از ورود و عبور کسانی از سرزمین های خود شوند که به طور مستقیم با فعالیت های ایران در زمینه های هسته ای و سیستم های حمل تسلیحات (سیستم موشکی) ارتباط دارند و اسامی آنان در قطعنامه شماره 1737 و قطعنامه کنونی ذکر شده است. همچنین، از کشورهای مختلف خواسته شده مانع از مشارکت شهروندان و استفاده از سرزمین های آنان در ورود یا عبور و مرور افرادی شوند که به دلیل ارتباط با فعالیت های هسته ای و تسلیحاتی ایران اسامی آنان در قطعنامه شماره 1737 و این پیش نویس ذکر شده است. پیش نویس قطعنامه ایران را از عرضه، فروش یا انتقال مستقیم و غیرمستقیم تسلیحات به خارج منع شده و از کشورهای دیگر خواسته شده است که مانع از مشارکت شهروندان و وسایل حمل و نقل خود در انتقال این قبیل اقلام به ایران شوند. تمامی کشورها و نهادهای مالی بین المللی موظف شده اند از ورود به قراردادهای جدید در زمینه اعطای کمک و وام مالی به دولت جمهوری اسلامی ایران، مگر برای مقاصد بشردوستانه، خودداری ورزند. در این پیش نویس، از تمامی کشورهای عضو سازمان ملل متحد خواسته شده است تا ظرف شصت روز گزارش هایی در مورد اقدامات خود برای اجرای مواد مربوطه در این قطعنامه به کمیته ویژه شورای امنیت ارسال دارند. هچنین، از مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی خواسته شده است تا ظرف شصت روز گزارشی در مورد عمل ایران به تعلیق کامل و مستمر فعالیت های مندرج در قطعنامه شماره 1737 به شورای امنیت ارسال دارد تا شورای امنیت با توجه به این گزارش، اقدامات بعدی خود را مورد بررسی قرار دهد. به پیش نویس، فهرست اسامی ده موسسه صنعتی و تجاری، سه نهاد وابسته به سپاه پاسداران انقلاب، هشت شهروند ایرانی مرتبط با فعالیت های هسته ای و موشکی و هفت تن از پرسنل ارشد سپاه پاسداران ضمیمه شده که مشمول تحریم های تجاری و مسافرتی قرار گرفته اند.

منبع : بی بی سی

+ نوشته شده در  جمعه 1385/12/25ساعت   توسط ائتلاف روزنامه نگاران  | 

احمدی نژاد: ایران ذره ای عقب نشینی نخواهد کرد

رییس جمهوری ایران بر عزم این کشور در دستیابی به فناوری هسته ای تاکید نهاده و دو مقام دیگر جمهوری اسلامی از هزینه ادامه سیاست هسته ای و آمادگی برای مقابله با آثار آن سخن گفته اند

روز چهارشنبه، 14 مارس، محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران، که به استان يزد سفر کرده است، در سخنانی گفت که "ملت ایران به مسیر خود در دستیابی به فناوری صلح آمیز هسته ای ادامه می دهند و ذره ای عقب نشینی نخواهد کرد." وی کسانی را که دشمنان ملت ایران می خواند متهم کرد که مخالف توسعه و پیشرفت این کشور هستند و در مورد پرونده هسته ای، دشمنی خود را دنبال می کنند. آقای احمدی نژاد افزود که ملت ایران در تمام نقاط کشور از حقوق خود دفاع خواهد کرد. رییس جمهوری ایران اظهارات مقامات غربی را در این مورد رد کرد که سیاست هسته ای جمهوری اسلامی باعث انزوای ایران در سطح بین المللی شده است. وی گفت "این شما هستید که منزوی شده اید و حتی در میان ملت خود نیز جایی ندارید" و افزود که ملت ایران آنان را منزوی کرده است. محمود احمدی نژاد با اشاره به سفر اخیر رییس جمهوری آمریکا به کشورهای آمریکای لاتین، که با تظاهرات مخالفان وی همراه بود، گفت "امروز شاهد هیستم که مردم آمریکای لاتین که سالها حیاط خلوت آمریکا بود، چگونه خشم خود را از آمریکا نشان دادند." رییس جمهوری ایران دو کشور ایالات متحده و بریتانیا را به دشمنی با ایران متهم کرد و به رهبران این دو کشور هشدار داد که ادامه سیاست کنونی آنان، باعث خشم ملت ایران می شود. سخنان آقای احمدی نژاد در حالی گزارش می شود که اعضای دایم شورای امنیت می کوشند بر سر قطعنامه دیگری علیه ایران به توافق برسند و انتظار می رود این قطعنامه شامل وضع تحریم های بین المللی جدیدی علیه جمهوری اسلامی باشد.

هزینه سیاست هسته ای و آمادگی ایران

همزمان، خبرگزاری دولتی ایران - ایرنا - سخنان علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و سرپرست مذاکرات هسته ای ایران را نقل کرده که بر ادامه سیاست هسته ای جمهوری اسلامی تاکید کرده و گفته است "محکم روی موضع اتمی شدن ایران ایستادگی می کنیم." آقای لاریجانی رفتار شورای امنیت سازمان ملل را نشانه "بداخلاقی" این نهاد دانسته و در مورد کشورهای مخالف برنامه های هسته ای ایران گفته است "اگر مسیر مذاکره را در پیش بگیرند، ما آماده مذاکره هستیم و اگر نخواهند و زبان زور به کار ببرند، پاسخ ایران ایستادگی و مقاومت خواهد بود." در اظهار نظر دیگری در مورد پرونده هسته ای ایران، خبرگزاری ایرنا متن مصاحبه ای با علی اکبر ولایتی، وزیر خارجه پیشین و مشاور مشاور رهبر جمهوری اسلامی در امور بین الملل را نیز منتشر کرده است. آقای ولایتی دستیابی به چرخه سوخت هسته ای را خط قرمزی دانسته که جمهوری اسلامی از آن عقب نشینی نخواهد کرد. وی دفاع از حق استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای را مانند دفاع ایران از "مساله اروند رود" در جریان جنگ با عراق توصیف کرده و گفته است "مردم ایران همیشه از تمامیت ارضی و منافع ملی خود دفاع کرده و خواهند کرد." آقای ولایتی توافق کشورهای بزرگ در مورد صدور قطعنامه دیگری علیه ایران شامل تحریم های جدید را محتمل دانسته اما اظهار داشته است که این تحریم ها "بیشتر دارای آثار روانی و سیاسی" است. مشاور رهبر جمهوری اسلامی به تبعات ادامه برنامه های هسته ای ایران اشاره کرده و گفته است که "برداشتن گام های بلندی همچون داشتن چرخه سوخت هسته ای، هزینه دارد و هزینه آن، تحمل فشار بین المللی است." علی اکبر ولایتی در مورد گروه های سیاسی که معتقدند انرژی هسته ای ارزش تحمل فشارهای بین المللی را ندارد گفت که تصمیم برای داشتن انرژی هسته ای توسط رهبر انقلاب گرفته شده و این یک تصمیم راهبردی است. به گفته آقای ولایتی، با توجه به اینکه ذخایر نفتی ایران دیر یا زود تمام می شود، لازم است از حالا برای بهره گیری از انرژی هسته ای برنامه ریزی شود.

منبع : بی بی سی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/12/23ساعت   توسط ائتلاف روزنامه نگاران  | 

غلامحسین الهام

سخنگوی دولت ایران تحرم های بین المللی علیه ایران را بی تاثیر خوانده و رییس جمهوری بحرانی بودن شرایط کشور را رد کرده است الهام سفر احتمالی رییس جمهوری به نیویورک را مبتکرانه و اثرگذار توصیف کرده است

روز سه شنبه، 13 مارس، غلامحسین الهام، سخنگوی دولت، در نشست هفتگی با خبرنگاران در مورد احتمال تصویب قطعنامه ای در شورای امنیت حاوی تحریم های بین المللی علیه ایران گفت که جمهوری اسلامی نه از صدور قطعنامه جدید استقبال می کند و نه نگران آن است. آقای الهام به شورای امنیت توصیه کرد که "مسیر منطقی" را در پیش بگیرد و افزود که هر گزینه دیگری به پیچیده شدن شرایط منجر می شود. وی در عین حال افزود که اگر شورای امنیت به تحریم ایران رای دهد، این اقدام تاثیری بر روند پیشرفت این کشور ندارد و هشدار داد که "در عرصه بین المللی تحریم ها تاثیر یک سویه ندارند بلکه بر هر دو طرف تاثیر می گذارند." سخنگوی دولت طرح پرونده هسته ای ایران در شورای امنیت را مورد انتقاد قرار داد و گفت که این پرونده باید روند قانونی خود را در آژانس بین المللی انرژی اتمی طی کند و ارسال پرونده به شورای امنیت، به گفته وی، به معنای تضعیف جایگاه حقوقی آژانس بوده است. آقای الهام در پاسخ به سئوالی در مورد موضع روسیه در قبال پرونده هسته ای ایران، این نظر را که روسیه برای راه اندازی نیروگاه بوشهر خواستار تعلیق فعالیت های هسته ای ایران شده است رد کرد. وی تاکید کرد که "بحث تعلیق منتفی شده است و موضوع قابل طرحی نیست" و افزود که دستیابی به فن آوری صلح آمیز هسته ای حق ایران است.

سفر احمدی نژاد به نیویورک

روز گذشته گزارش شد که شرکت روسی پیمانکار طرح نیروگاه هسته ای بوشهر به دلیل آنچه که تاخیر پرداخت ها از سوی ایران عنوان کرده اعلام داشته که راه اندازی این نیروگاه طبق جدول زمانبندی شده قبلی صورت نخواهد گرفت برخی از ناظران اقدام روسیه را به منزله اعمال فشار بر جمهوری اسلامی برای گردن نهادن به مصوبه شورای امنیت برای تعلیق بخشی از فعالیت های هسته ای خود دانسته اند. سخنگوی دولت در نشست خبری خود به سئوالاتی در مورد احتمال شرکت محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری، در نشست شورای امنیت در باره پرونده هسته ای ایران نیز پاسخ داد. آقای الهام گفت که سفر رییس جمهوری مشروط به این است که جلسه شورای امنیت برای رسیدگی به پرونده ایران تشکیل شود، و بنابراین، هنوز این سفر قطعی نیست. وی در عین حال خبر داد که وزارت خارجه اقداماتی را برای دریافت روادید جهت سفر رییس جمهوری به نیویورک به جریان انداخته است. در حالیکه برخی مقامات و رسانه های جمهوری اسلامی درباره حضور احتمالی آقای احمدی نژاد در شورای امنیت ابراز نظرات گوناگونی ابراز داشته اند، سخنگوی دولت چنین سفری را نوعی ابتکار توصیف کرد و گفت "احمدی نژاد در خیلی از عرصه ها مبتکر و تحولگراست و همین مساله منشا تاثیرات و تحولات و آثار مثبت به نفع کشور بوده است."

دفاع از سیاست خارجی دولت

در حالیکه مقامات جمهوری اسلامی مذاکرات شورای امنیت در باره پرونده هسته ایران را مردود و قطعنامه شورا را غیرقانونی دانسته اند، آقای الهام این نظر را رد کرد که اعلام تصمیم رییس جمهوری به حضور در جلسه شورای امنیت می تواند به معنی قانونی دانستن اقدامات شورا محسوب شود در این مصاحبه، سخنگوی دولت به دفاع از سیاست خارجی رییس جمهوری پرداخت و گفت که دستاوردهای دولت به مراتب از هزینه هایی که پرداخت شده بیشتر بوده است. اخیرا محمد خاتمی، رییس جمهوری سابق، در دفاع از سیاست خارجی خود گفته بود که دولت سابق دستاوردهای بزرگی را با هزینه کم کسب کرد.

آقای خاتمی در این مصاحبه خواستار رفع نگرانی بین المللی در مورد هدف های هسته ای ایران و مذاکره برای حل این بحران شد. سخنگوی دولت در نشست روز سه شنبه همچنین انتقادات اخیر اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت، از برنامه های دولت را رد کرد و شکست آقای رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری را نشانه عدم حمایت مردم از دیدگاه وی قلمداد کرد. همزمان، روزنامه ایران گوشه هایی از مصاحبه خود با محمود احمدی نژاد را، که متن کامل آن روز پنجشنبه منتشر می شود، انتشار داده است. در زمینه سیاست خارجی، آقای احمدی نژاد نظر کسانی را که وضع کشور را بحرانی و رییس جمهوری را نسبت به تهدیدها بی توجه می دانند رد کرد و گفت "بعضی سیاستمداران سیاست خارجی، که من آنها را اصلا سیاستمدار نمی دانم، خیال می کنند با نرم صحبت کردن و خواهش کردن، دل طرف مقابل به رحم می آید؛ در جهان چنین تفکری نیست." در بخش دیگری از این مصاحبه، آقای احمدی نژاد شرایط در دوره دولت سابق را دارای نواقص ملموس معرفی کرده و گفته است "به نظرم کشور در حال حاضر بهتر اداره می شود و علت آن امید و نشاطی است که در کشور وجود دارد."

منبع : بی بی سی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/12/22ساعت   توسط ائتلاف روزنامه نگاران  | 

اگر چه دولت بوش انكار مي كند اما بازرس ارشد سابق سازمان ملل متحد بر اين باور است كه آمريكا به احتمال 80 درصد تا ماه ژوئن به ايران حمله مي كند. به گزارش بوستون گلوب، اسكات ريتر كه قبل از آغاز حمله آمريكا به عراق بازرس ارشد سازمان ملل براي جستجوي تسليحات كشتار جمعي در اين كشور فعاليت مي كرد، در دانشگاه نيوهمپشاير گفت: بوش همان راهي كه در عراق رفت در ايران ادامه مي دهد. وي افزود: ما تمام تلاش خود را بار ديگر انجام مي دهيم، اما سياست آمريكا تغيير رژيم ايران است و برنامه تسليحات هسته اي بهانه اي براي تجميع حمايت همه كشورها برای از مقابله با ايران است. بوستون گلوب می افزاید: رابرت گيتس وزير دفاع آمريكا پیش از این، گفته بود كه اين كشور هيچ تمايلي براي حمله به ايران ندارد و يك سخنگوي پنتاگون نيز اعلام كرده هرگونه پيشنهاد مقابله با ايران "اشتباه، گمراه كننده و ناموفق" است. مقامات كاخ سفيد هم مصرانه مي گويند كه از هر كاري براي جلوگيري از تبديل ايران به يك قدرت هسته اي استفاده مي كنند. ريتر كه پس از انجام 40 بازرسي از عراق و نتيجه گيري كه اين كشور سلاح هاي كشتار جمعي در اختيار ندارد از سمت خود كنار رفت، تاكيد كرد: بوش مي گويد همه گزينه ها ممكن است در مورد ايران اجرا شود اما او تصميم خود را گرفته است. به نظر او فقط كنگره مي تواند با مهيانكردن بودجه كافي براي آغاز جنگ از وقوع آن جلوگيري كند. وي خطاب به مردم آمریکا گفت: نمايندگان منتخب خود را تحت فشار قرار دهيد تا با تصويب قطعنامه از بروز جنگ با ايران جلوگيري شود زيرا شايد كنگره بعدا فرصت بازبيني آن را نداشته باشد. اسکات ریتر آمریکایی 46 ساله که به خاطر انتقاد از سیاست های بوش در خاورمیانه شهرت دارد، در کتابی با عنوان حقیقت درباره برنامه های دولت آمریکا برای تغییر رژیم «هدف، ایران» به واقع نمایی اهداف دولت بوش پرداخته است. این کتاب پر فروش ترین کتاب منتشر شده در زمینه مسایل جنگ عراق است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/12/21ساعت   توسط ائتلاف روزنامه نگاران  | 

کارگر نساجی در ویتنام

میزان صادرات آمریکا به رقم بی سابقه ای رسیده و موجب کاهش کسری طراز بازرگانی این کشور شده است

در طول ماه ژانویه کسری موازنه بازرگانی آمریکا به 59 میلیارد دلار رسید. این رقم در ماه دسامبر گذشته معادل 61 میلیارد دلار بود. در همین حال کسری موازنه بازرگانی آمریکا با چین 12 در صد افزایش یافت و به 21 میلیارد و 300 میلیون دلار رسید. این موضوع موجب وارد شدن اتهامات جدید مبنی بر غیرمنصفانه بودن فعالیت های بازرگانی و ضعیف بودن پول چین خواهد شد. با و جود این که طبق آمار ایجاد مشاغل جدید در آمریکا در دو سال گذشته در پایین ترین سطح بوده، نرخ بیکاری چهار و نیم درصد در این کشور کاهش یافته است. عملکرد قوی صنعت صادرات آمریکا و رسیدن آن به رقم بی سابقه 126 میلیارد دلار، عمدتا در اثر فروش هواپیما، کامپیوتر، محصولات کشاورزی و بخصوص دانه های سویا و گندم بوده است. از سوی دیگر مصرف کنندگان آمریکایی نیز از صرف پول خود برای خرید اتومبیل های خارجی، اسباب بازی و تلویزیون ساخت خارج خودداری کرده اند. عدم موازنه بازرگانی آمریکا با اتحادیه اروپا به پایین ترین رقم در سه سال گذشته رسیده است که منعکس کننده ضعف دلار و قوی بودن یوروست. در اثر این پدیده، کالاهای صادراتی آمریکا ارزان تر شده و کالاهای اروپایی برای خریداران آمریکایی بسیار گران تمام می شود. در سال 2006 کسری موازنه بازرگانی آمریکا برای پنجمین سال متوالی افزایش یافته و به رقم بی سابقه 765 میلیارد دلار رسید. یک سوم این مبلغ ناشی از عدم موازنه بازرگانی آمریکا با چین بود.

منبع : بی بی سی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/12/20ساعت   توسط ائتلاف روزنامه نگاران  | 

Mahmoud Ahmadinejad

مقامات ايرانی ميگويند محمود احمدی نژاد، رئيس جمهوری، مايل است در يک جلسه شورای امنيت سازمان ملل متحد شرکت کند و هدفهای برنامه اتمی تهران را شرح بدهد.  اين تمايل در شرايطی ابراز ميشود که پنج عضو دائمی شورای امنيت، بعلاوه آلمان، به بررسی اين موضوع پرداخته اند که آيا در واکنش به امتناع تهران از تعليق در برنامه غنی سازی اورانيوم تحريم های تنبيهی بيشتری عليه ايران وضع کنند، يانه.  فيليپ دوست بلازی وزير امورخارجه فرانسه ديروز در کويت در پی ملاقاتی که با مقامات کويتی داشت گفت تهران بايد ميان انزوای بيشتر و تعليق عمليات حساس اتمی يکی را انتخاب کند.  وی در عين حال گفت يکپارچگی ميان قدرت های جهان برای حل و فصل نگرانی های ناشی از برنامه اتمی تهران مهم و ضروری است.

منبع : وی او ای

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/12/20ساعت   توسط ائتلاف روزنامه نگاران  | 

 

 

رئيس جمهور آمريکا جورج دبليو بوش بدون آنکه خمي به ابرو بياورد دست اندازي نظامي در عراق را شدت بخشيده است و سوداي دست و پنجه نرم کردن با ايران را نيز در سر مي پروراند. ناکامي هاي ارتش وي، انکار رأي دهندگان آمريکائي، مخالفت بخش بزرگي از پايتخت هاي خارجي هيج کدام نتوانستند وي را ودار به چرخاندن سکان سياست ايالات متحده سازند. کاخ سفيد مي کوشد با بيم تهديد شيعه مذهبان، رهبران عرب را که به وي روي خوش نشان مي دهند به دور خويش گرد آورد، هرچند همين ها ترديد دارند که از سياست آمريکا با سمت و سوئي که در پيش گرفته است کاري برآيد بدنبال انقلاب سال ۱۹۷۹ ايران برخي از سياست پيشگان آمريکائي به وهمي گرفتار آمدند که نيروهاي اسلامي را مي توان عليه اتحاد شوروي به کار گرفت. بر پايه اين نظريه که آقاي ژيبگنيو برژينسکي رايزن امنيت ملي رئيس جمهور جيمي کارتر بدان پر و بال داده بود، «هلال بحران آفريني» از مراکش تا پاکستان گسترده است که در پهنه جغرافيائي آن ميتوان «کمان اسلام» را به شيوه اي بسيج کرد که جلوي گسترش نفوذ شوروي را بگيرد (۱). هرچه باشد مگر همين نيروي هاي اسلامي محافظه کار نبودند که ميان سالهاي ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ نيز براي از ميدان راندن و به شکست کشاندن احزاب چپ و ناسيوناليست عرفي مسلک در منطقه و پيش از همه در سال ۱۹۵۳ در ايران به خدمت در آمدند؟ پس چرا بنيادگرائي ايراني نتواند شورشي اسلامي در «دل نرم» اتحاد شوروي براه اندازد؟ نهايتا ايالات متحده ميان چندين سياست در خاورميانه و آسياي مرکزي به نوسان درآمد. اين کشور فقط در پي اهداف دوگانه پيروزي در جنگ سرد و پشتيباني از اسرائيل بود اما براي نيل به اين اهداف روش هاي برگزيده و دولت هاي برخوردار از پشتيباني وي گاه به شيوه اي متضاد دگرگوني مي يافتند. بدينگونه ايالات متحده همچنان که رسما به عراق در جنگ آن کشور عليه ايران (۱۹۸۸ - ۱۹۸۰) ياري مي رسانيد، به تحويل سلاح هاي اسرائيلي به ايران نيز رضايت داده بود. در آن دوران محافظه کاران نزديک به دولت تل آويو با پشت کار به تلاش افتاده بودند تا وضعيت [جنگ] را به سود تهران برگردانند، زيرا اسرائيل هنوز ناسيوناليزم عرفي مسلک عرب را دشمن اصلي خود مي پنداشت و در سرزمين هاي اشغال شده فلسطين به حمايت از اخوان المسلمين برخاسته بود تا وزنه اي در برابر سازمان آزاديبخش فلسطين بوجود آورد. با همپيماني واشنگتن با عربستان سعودي و پاکستان اين استراتژي به نقطه اوج خود رسيد و به ويژه در سال هاي دهه ۱۹۸۰ به پيدايش ارتش بين المللي جهاد براي پيکار با اتحاد شوروي در افغانستان انجاميد (٢). در سال ۱۹۹۰ هنگامي که اتحاد جماهير شوروي از صحنه جهان کنار مي رفت، ايالات متحده ائتلافي بين الملل براي بيرون راندن ارتش عراق از کويت پي افکند. کشورهاي عرب، از سوريه گرفته تا مراکش پاسخي مساعد به دعوتي دادند که بر موازين حقوق بين الملل و احکام قطعنامه هاي سازمان ملل متحد بنياد گرفته بود. به آنها اطمينان داده بودند که مسئله تنها رهانيدن يک امير نشين نفت خيز دوست نيست، بلکه غرض برپا کردن نظم نويني است که بر عدالتي جهان گستر پايه ريزي شده باشد. مي پنداشتند که وقتي حاکميت کويت از نو برقرار شود، همه قطعنامه هاي سازمان ملل متحد، از جمله آنهائي که مصرا خواستار خروج اسرائيل از سرزمين هاي اشغال شده فلسطين بودند نيز مي بايستي به اجرا در آيد.

بازي واشنگتن، مهره هاي عرب

به رغم همه فشارها از هر سو، دولت آمريکا تصميم گرفت رژيم صدام حسين را سرنگون نسازد. «براي سرنگوني صدام (...) مي بايستي نيروهاي نظامي را درگير مي ساختيم. اگر از شر صدام حسين و حکومتش خلاص مي شديم، لازم بود دولت جديدي را سر کار بگذاريم. اما چگونه حکومتي را مي توانستيم بر تخت بنشانيم؟ يک حکومت سني يا يک حکومت شيعه، يک حکومت کرد يا يک رژيم بعثي؟ يا شايد مي خواستيم برخي بنيادگراهاي اسلامي را در حکومت شريک سازيم؟ تا چه زماني مي بايستي در بغداد مي مانديم تا چنين حکومتي را پابرجا نگهداريم؟ پس از خروج نيروهاي آمريکائي چه بر سر چنين حکومتي مي آمد؟ چه ميزاني از تلفات جاني براي ايالات متحده پذيرفتني بود تا در برقراري ثبات بکوشيم؟ عقيده من را بخواهيد (...) اگر در منجلاب عراق گرفتار مي آمديم شايد اشتباه بزرگي مرتکب شده بوديم. و پرسشي که به ذهن من مي رسد آنست که صدام به چند تن قرباني بيشتر آمريکائي مي ارزيد؟ پاسخ آنست که لعنتي به چيزي نمي ارزيد (۳).» اين عقيده سنحيده از آن آقاي ديک چيني است، وزير دفاع وقت و معاون فعلي رياست جمهوري ايالات متحده ... کساني که آنوقت سرسختانه «تغيير رژيم» در بغداد را توصيه مي کردند مي توانستند با تحريم هائي که بيش از يک دهه بر عراق روا داشتند آرامش خيالي يابند. اينها خود را در دررون گروه هاي فشاري مانند «طرحي براي قرن جديد آمريکائي» سامان مي دادند و هرگاه که اوضاع و احوال مقتضي مي شد روش مندانه هواداري سياسي از طرح حمله آتي به عراق را بنياد مي نهادند. در اين ميان اسرائيلي ها که مي ديدند که از کوشش کوته عمر جيمز بيکر وزير خارجه از زمان کنفرانس سال ۱۹۹۱ اعراب و اسرائيل در مادريد براي اجراي سياست رسمي آمريکا در فلسطين رفته رفته دست کشيده مي شود آسودگي خاطري يافتند. پس از سال ۱۹۹۶ «پويش صلح» ديگر چيزي جز پوششي براي دوچندان کردن مهاجر نشيني در کرانه باختري رود اردن نبود. دورتر در افغانستان، در شرق هلال بحران، فرجام جنگ در نبرد ميان سرکردگان جنگي اتحاد شمال و طالبان رقم مي خورد. با پايان گرفتن جنگ سرد، ايالات متحده کارها را بطور کامل به پاکستان واگذار کرده بود که خود به سوي يک رژيم نظامي اسلامگرا گام برمي داشت و افغانستان اسلامي ژرفاي استراتژيکي لازم عليه هند را برايش مهيا مي کرد. پيروزي طالبان، که دستگاه هاي امنيتي ارتش پاکستان بطور گسترده اي به سود آنها وارد عمل شده بودند امکاني فراهم مي ساخت تا اسلام آباد پيوند هاي خود را با رژيم تازه استوار سازد. بدينگونه در تمام طول اين دهه ها، ايالات متحده هرگز آمال ملل عرب و مسلمان را به چيزي نگرفته بود. سياست ها راه خود را مي پيمودند، ارتش ها بسيج مي شدند، اتحادها به هم مي پيوست و از هم مي گسست، جنگ ها در سرزمين هاي اعراب و مسلمانان و بر روي کالبد آنها، اما همواره به اقتضاي مصالح ديگران، در مي گرفت. گسيختگي و زير و رو کردن سياست ها در باره عراق، ايران، بنيادگرائي شيعه و سني، ايدئولوژي جهاد، ديکتاتوري، دموکراسي، سلطنت مطلقه، ياسر عرفات و سازمان آزاديبخش فلسطين، مهاجر نشينان اسرائيلي و «فرايند صلح»، همه و همه بخوبي نمايانگر چنين رويکردي است. ايالات متحده (چه براي تضمين عرضه نفت براي خود، چه براي بردن جنگ سرد، چه براي تصريح برتري جوئي هاي خويش يا براي حمايت از اسرائيل) در تدارک هدف هاي خاص خويش بسيج مي شد و به محض آنکه در راستاي يکي از اين هدف ها به مراد خود مي رسيد، همه نگراني هاي اعراب و مسلمانان را که براي همراه ساختن آنها پيش کشيده بود «به دست فراموشي مي سپرد».براي جهان عرب و مسلمان چيزي موهن تر از گفته مشهور آقاي برژينسکي سه سال پيش از واقعه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نيست. وي در پاسخ به پرسشي در باره احساس پشيماني احتمالي وي از سرکار گذاشتن نهضتي جهادگرا به ياري آمريکا به منظور برانگيختن دست اندازي شوروي به افغانستان گفته بود: «پشيماني از چه چيز؟ (...) چه چيزي در چشم انداز تاريخ جهان برجسته تر مي نمايد؟ طالبان يا سقوط امپراتوري شوروي؟ چند تن اسلامي هيجان زده يا آزادي بخشيدن به اروپاي مرکزي و پايان دادن به جنگ سرد؟ (۴).»بر چنين زمينه اي است که در پنج سال اخير، از حملات ۱۱ سپتامبر گرفته تا تجاوز به عراق و اشغال اين کشور رخداده هائي «جهان را دگرگون کرده اند». شايد در سال ۲۰۰۳ گذاري سريع به کشوري باثبات، متحد، مردمسالار، غير مذهبي و خصوصا اشغال نشده مي توانست تنها «پيروزي» ممکن آمريکائي باشد. به قمار پر خطري دست زدند که در آن باختند. به گفته يک ژنرال باز نشسته آمريکائي، وضع عراق حتي «بزرگترين فاجعه استراتژيک تاريخ ايالات متحده است (۵)». چاره اي براي چنين شکستي نمي توان يافت.بروشني مي توان ديد که پيروز اين ميدان ايران است. استراتژي امريکا در نابودي ارتش و ساختار هاي بعثي دولت عراق دشمن سنتي تهران را از ميان برداشت و در همان حال آسودگي خاطر آمريکائي ها از روحانيون شيعه، ياور همپيمانان ايران در درون عراق شد. بدينگونه واشنگتن همان دولتي را استوار ساخته است که داعيه نبرد با آن را دارد.پيامدهاي چنين امري براي ايالات متحده و تمامي جهان عرب و مسلمان کم نيست. ناسيوناليزم عرفي مسلک و چپگراي عرب که چهارچوبي عقيدتي براي پايداري در برابر سلطه جوئي غرب فراهم ساخته بود ناچار ميدان را در برابر جريان هاي اسلامي خالي گذاشته است که اين مقاومت را در درون ايدئولوژي هاي عميقا محافظه کار محصور ساخته اند. ستيزه هاي سياسي درباره استقلال ملي و راه هاي نيل به توسعه به روياروئي هاي مذهبي، فرهنگي و فرقه گرا درآميخته است. پيشترها دنياي غرب گاه به دگرگوني نمونه هاي راهبردي دامن زده بود. امروز شکست و هزيمت آمريکا در عراق فرصت هاي تازه اي براي تهران به ارمغان آورده است تا زير بيرق اسلام مشعل ناسيوناليزم عرب را بر سر دست گيرد.جمهوري اسلامي همچون دلاور جبهه نبردي تازه پديدار گرديده است که ناسيوناليزم عرب و موج اوج گيرنده مقاومت اسلامي را بيکديگر پيوسته است. جمهوري اسلامي دو برگ برنده در دست دارد: مي تواند وضعيت سپاهيان آمريکائي در عراق را آسان کند يا پيچيده تر سازد و مي تواند به مدد متحدان حزب الهي اش به شکست اسرائيليان در لبنان ياري رساند؛ حتي مي تواند از طريق کمک به حماس دست ياري به سوي فلسطينيان دراز کند. اين کشور دامنه نفوذ خود را تا مناطق نفت خيز خليج [فارس] و عربستان سعودي که اکثريتي شيعه مذهب دارند نيز گسترده است. بيش از آن، جمهوري اسلامي در موقعيتي است که مي تواند خلاء عظيم قدرتي را در منطقه پر کند که با ويراني دولت عراق به وجودآمده است و وزنه سنگيني در ستيزه اعراب و اسرائيل باشد و حتي سرشت مناسبات چند صد ساله شيعيان و سنيان را دگرگون سازد.از تهديدها، به ويژه تهديدهاي نظامي ايالات متحده و اسرائيل جز تقويت اهميت دامن گستر ايران و به رخ کشيدن ارج وي همچون پيشتاز پايداري جهان عرب و مسلمان کاري ساخته نيست. زيرا واشنگتن و تل آويو در تناقضي دست و پا مي زنند. آنها به ضرورت يک مداخله نظامي يقين يافته اند اما به خوبي مي دانند که ناگزيرند چنين مداخله اي را به بمباران هاي هوائي و عمليات نيروهاي ويژه محدود سازند. با اينهمه چنين تهاجمي نمي تواند نظام حاکم را نابود سازد، بلکه برعکس [آنرا استوار خواهد ساخت]. آيا به همين دليل است که رئيس جمهور آمريکا و معاون وي به فکر استفاده از سلاح هسته اي افتاده اند (۶)؟ به يقين پيامد هاي چنين هنگامه طلبي هائي در مقياس منطقه اي و بين المللي را نمي توان محاسبه کرد. اما ايالات متحده ناگزير بايد اعتبار از دست رفته اش را باز يابد و بار ديگر رعب و وحشتي در دلها بياندازد که بنياد هر امپراتوري بر پايه هاي چنين هراسي نهاده شده است.تدبير دوربرد ديگري که در واشنگتن مورد بحث بوده بهره برداري از شکاف هاي فرقه اي با کمک عربستان سعودي است. دو گرايش متضاد در کارند. نخست آنهائي که آهنگ نزديک ساختن شيعيان و سني ها به يکديگر را دارند، به ويژه پس از جنگ لبنان در تابستان ۲۰۰۶ که از پيوندهاي آشکار ميان تهران و حزب الله پرده برداشت و شيخ حسن نصرالله و تا اندازه اي هم حماس را به مقام قهرماني در جهان عرب برکشيد. امر بي سابقه آن بود که روحانيون سني مورد احترام از اين پس تائيد مي کنند که اختلاف آنها با شيعيان تنها در جنبه هاي جزئي دين است يعني پيش از آنکه در «اصول» باشد در «فروع» جاي دارد (۷). گرايش دوم، در تشنج هائي است که با اشغال سرزمين ها ميان دو مکتب اسلام به ويژه در عراق از نو سر برداشته است. سلوک حاکمان سني که از قرن ها پيش جماعات شيعه را که در نقاط سوق الجيشي تمرکز يافته بودند غالبا خوار شمرده اند، زمين بلاخيز رنجش و خشم آنها را بارور ساخته است. و از ديگر سو آزار و تعدي هاي شبه نظاميان شيعي و اعدام شرم آور صدام حسين سنيان را به وادي نفرت رانده است. برخي از مسئولان آمريکائي مي پندارند که رياض شايد بتواند نقدينه اي را فراهم سازد که براي براه انداختن جنبش مقاومتي در برابر شيعيان کجرو لازم است. در واقع رژيم سعودي با توسعه نفود فقه شيعي و جمهوري اسلامي در منطقه سخت دشمني مي ورزد. اين کشور از هم اکنون نيز قول داده است که اگر ناگزير بشود سنيان عراق را در سايه حمايت هاي خويش خواهد گرفت. آيا عربستان سعودي و امير نشينان خليج [فارس]، مصر، اردن، کردها، سني هاي عراق و لبنان و سازمان الفتح مي توانند روياروي نفوذ ايران شيعه، سوريه علوي و همپيمانان آنها، حزب الله لبنان و حماس فلسطين، بايستند؟ «ميانه روهاي» عرب براي يافتن اعتباري بايد بتوانند راه حلي عادلانه و سريع براي مسئله فلسطين بجويند. اما اگر ايالات متحده و اسرائيل خود به ميدان اين معرکه قدم بگذارند از آنروست که از هرگونه مصالحه و سازش جدي شانه خالي کنند.

افزودن بر داو اين قمار

چنين سياست دوربردي با هدف دامن زدن به تنش هاي فرقه اي به يک جنگ داخلي ميان مسلمانان خواهد انجاميد. کساني که در آن مشارکت جويد را چون گماشتگاني خواهند نگريست که منطقه را در خدمت به منافع اسرائيل و ايالات متحده به خاک و خون مي کشند. و به کدام نيروي مسلمان سني و ضد شيعه است که مي خواهند کمک برساند؟ اين احتمال هست که افکار عمومي غربي و حتي امريکائي با وحشت دريابند که باز حکومت آنان از سرنو در حال برپا ساختن «ارتش سلفي جهاد» يا القاعده تحت نام ديگري است. اما چنين سناريوئي به جاي آنکه به «پيروزي» ره برد زنجيره ديگري از بحران هاي تازه را به راه خواهد انداخت. نو محافظه کاران اين استراتژي را ناپايداري راه گشا (يا ويراني کار ساز) توصف مي کنند، اما ناظري هوشيار به روالي شايسته تر آن را ويراني دولت ها («دولت کشي" (۸)) نامگذاري کرده است. ايالات متحده در نهايت در لبنان و فلسطين به چنين جهت گيري تن در داده است. اگر امر واقع را به جاي نيات بررسي کنيم مي توان دريافت چرا عرب ها و مسلمانان به اين نتيجه رسيده اند که سياست واشنگتن در خاور ميانه نه نجات «دولت هاي ورشکسته»، بلکه پديدآوردن آنهاست.يورش عليه لبنان که ويراني هاي فراواني به بار آورد به شکست انجاميد و اسرائيل را اندکي بيشتر در منطقه و در جهان به انزوا کشانيد؛ از لحاظ نظامي، حزب الله هرگز توانائي هايش را براي ارتباط با رزم آوران، براي پخش پيام هاي خود به مردم از طريق راديو و تلويزيون، براي وارد ساختن زيان به متجاوزان و يا براي پرتاب موشک به اسرائيل از دست نداده است (۹). اسرائيلي ها نه توانستند به يکي از اهداف اعلام شده خود برسند و نه حزب الله را خلع سلاح کنند و نه حتي سربازان اسير خود را باز گردانند.سؤالي که بايد پرسيد آنست که آيا اسرائيل در لبنان همانند ايالات متحده در عراق مي توانند هردو به چنين ناکامي هائي تن در دهند يا به وسوسه خواهند افتاد که «داو اين قمار را دوبرابر کنند». آيا اين شکست ها پيام آور و وعيد نسل تازه اي از جنگ هاست؟ يا شايد فقط گذرا باشند؟ اما به يک چيز مي توان يقين داشت: دوران الگوي پيروزي «بدون تلفات جاني» را که هنگام جنگ خليج [فارس] (۱۹۹۱ - ۱۹۹۰) يا با بمباران هاي انبوه و استفاده از سلاح هاي دقيق پيشرفته در منطقه بالکان ستوده مي شد اينک به سر آمده است. ازين پس، برد اين بازي به مهار دراز مدت و بيعت مردمان بستگي دارد که اينها را نمي توان با نيروهاي هوائي بدست آورد و هزينه هاي سياسي و انساني مهمي را ناگزير به همراه دارد.واشنگتن هم اينک هم بهاي سنگيني براي نقش خويش در اين جنگ کوچک [لبنان] پرداخته است. تصوير فواد سينيورا نخست وزير لبنان که با چشماني گريان از ايالات متحده تمني مي کرد از ويراني کشورش جلوگيري کند شايد نقطه عطفي به شمار آيد. جنبش ۱۴ مارس بر بستر يک «انقلاب سدر» با حمايت هاي کاخ سفيد به قدرت رسيده بود، که آنرا درست در مقام همان گونه اصلاح دموکراتيکي مي ستودند که رئيس جمهور جورج دبليو بوش آرزو داشت در سرتاسر جهان عرب تشويق کند. اما روياروي اشتياق اسرائيل به گوشمالي دادن به لبنان، آقاي سينيوره را به حال خويش رها کرد. نه فقط واشنگتن يک ماه تمام از برقراري آتش بس جلوگيري کرد اما همچنين سلاح هاي ويرانگري را نيز به اسرائيل تحويل داد.

ماحصل چيزي شد که آقاي سينيورا آن را چون نابودي «باورنکردني» زير بناي غير نظامي لبنان (۱۰) و همچنين تضعيف دولت خود برشمرده است. حزب الله امروز خواستار بر عهده گرفتن نقش مهم تري است، و با تقليد از تاکتيک هائي که ايالات متحده و دنياي غرب تجويز مي کنند از درون «انقلاب سدر» وارونه اي، تظاهرات خياباني انبوه، آشتي جويانه و منضبط خاص خود را سامان مي دهد. ايالات متحده که در اين نبرد داخلي «واهمه اي ندارد که بازي را ببازد»، اکنون کمک به ارتش لبنان و نيروهاي امنيت داخلي را دوبرابر ساخته است که گماردن سنيان و افرادي از جامعه دروز را شدت بخشيده اند (۱۱). اين سياست ها که در ايالات متحده به تفسير چنداني درنيامده اند، توسط مطبوعات عرب، اسرائيلي و جهان افشا شده اند. پس از جنگ لبنان، بسيار دشوار بتوان جهان عرب و مسلمان را قانع کرد که ايالات متحده به يگانه قصد حمايت از اسرائيل حاضر نيست به همپيمانان خود يا اصول عدالت خيانت کند. ويراني زيربناي غيرنظامي، تضعيف انسجام اجتماعي و سياسي، پروراندن منطقي که به سمت ستيزه اي فرقه اي و جنگ داخلي راه مي برد: وقتي اين پويائي در عراق شتاب گرفت، چنين مي نمود که پيامد وحشتناکي باشد که واشنگتن برنامه ريزي نکرده بود. هنگامي که همين عناصر در لبنان هم پديدار شدند، باز هم مي توانستي آن را همچون تصادفي ناميمون در نظر گرفت. اما از لحظه اي که پويائي همگوني در فلسطين نيز نقش مي بندد، ناطران بسياري هستند که ديگر ترديدي به خود راه نمي دهند که سخن از «الگوئي» براي اجراي استراتژيک آمريکا به ميان آورند.

فلسطين، آشوبي برانگيخته

سرزمين هاي فلسطيني در بحران بشري پر دامنه اي به سر مي برند. از زمان پيروزي حماس در انتخابات ژانويه ۲۰۰۶، ايالات متحده و اتحاديه اروپا براي به گرسنگي کشاندن مردم فلسطين به اسرائيل پيوستند تا آنها را به نفي دولتي وادارند که رأي مردم برگزيده بود. نتايج قابل پيش بيني اين حملات فروپاشي نظم اجتماعي و لغزيدن به سوي ستيزه اي مدني است. يک ناظر روشن بين آمريکائي اين منظر آشفته را چنين توصف مي کند: «فلسطيني هاي نوار غزه در درون محله در بسته نکبت بار و سر ريز از جمعيتي به سر مي برند که ارتش اسرائيل و مانع الکتريکي عظيمي دور تا دور آنها را گرفته است؛ براي آنها غير ممکن است که نوار غزه را ترک کنند يا به درون آن آيند و بايد رنج حملات هر روزه را بر خود هموار سازند (...) تمهيدات اسرائيل براي هدايت فرو پاشي نظم و قانون، پاشيدن بذر آشوب و برانگيختن نايابي گسترش يافته را ميتوان حتي در خيابان هاي شهر غزه هم به چشم ديد، که فلسطيني ها از برابر آوار هاي وزارت کشور فلسطين، وزارت امور خارجه و وزارت اقتصاد ملي، دفتر نخست وزيري فلسطينيان و چند نهاد آموزشي که هواپيماهاي اسرائيلي بمباران کرده اند مي گذرند. (...) و کناره باختري رود اردن هم به سرعت به درون بحراني همانند بحران غزه فرو مي غلتد. (...) ايالات متحده و اسرائيل با ساختن نسخه مينياتوري عراق در نوار غزه و کرانه باختري رود اردن به چه چيزي مي خواهند برسند؟ (...) آيا مي پندارند که بدينگونه به تضعيف تروريسم دست خواهند يافت، يا جلوي حملات انتحاري را خواهند گرفت و صلح را برپا خواهند کرد (۱۲)؟»با تحويل اسلحه ايالات متحده و با ياري اسرائيل «به ستيزه جويان نيروي ۱۷ در غزه زير فرمان مرد قدرتمند الفتح محمد دحلان مرحله تازه اي پيموده شد»؛ «به عقيده نمايندگان رسمي دستگاه هاي امنيتي اسرائيلي و فلسطيني، محموله هاي تسليحات آمريکائي مسابقه اي با حماس براي مسلح شدن براه انداخته اند (۱۳)».نيات طرفهاي درگير هرچه باشد، منطق از هم پاشي اجتماعي و جنگ داخلي از طريق سياست امريکا در سه کشوري روي مي نمايد که اسرائيل چون سنگر مقاومت در برابر بلندپروازي هاي منطقه اي خود بر شمرده است. هسته سنگدلي از صهيونيست هاي دست راستي است که آرزو دارند فلسطيني ها را به زير يوغ کشند و يا از تمام سرزمين هائي بيرون رانند که اسرائيل چشم طمع به آنها دوخته است. اينها براي رسيدن به مقصود مي خواهند همه همسايگان سرکش اسرائيل را تضعيف کنند. باهمه هراسي که متعصباني اين چنين بر مي انگيزند چندان جاي شگفتي نيست که منصب هائي را در حکومت اسرائيل اشغال کنند. فکر آنکه واشنگتن به سوداي پندار باطلي از آنچه دوستي با اسرائيل است بتواند پي گير و حتي باني چنين استراتژي ويران گري باشد که دودش به چشم خود آنها مي رود تکان دهنده است.اگر ايالات متحده به راستي دوست اسرائيل مي بود، نه فقط مي بايستي در پيمودن چنين راهي خويشتن داري نشان دهد، اما همچنين نکته يک ناظر زن اسرائيلي را آويزه گوش کند که: «سياست اسرائيل تنها فلسطيني ها را تهديد نمي کند، بلکه خود اسرائيلي ها را هم به خطر انداخته است... کشور کوچک يهودي با هفت مليون سکنه (که پنج مليون و نيم آن يهودي هستند) که دويست ميليون عرب گرداگرد آنرا گرفته اند، به دشمني با تمام جهان مسلمان برخاسته است. هيچ تضميني وجود ندارد که چنين کشوري بتواند به حيات خود ادامه دهد. نجات فلسطيني ها همان نجات اسرائيل نيز هست (۱۴).»تنها در خاورنزديک نيست که شکست ايالات متحده ممکن مي نمايد. در جبهه خاوري، در افغانستان نيز آزمون دشواري گريبان آنها را گرفته است. پس از ۱۱ سپتامبر کسي شکي به خود راه نمي داد که واشنگتن حق دارد عثامه بن لادن و القاعده را با نيروي قهرآميز تعقيب کند. با اينهمه تصميم به راه انداختن عمليات نظامي گسترده اي که سازمان پيمان اتلانتيک شمالي (ناتو) به منظور باز سازي زيربناي سياسي کشور در آن درگير شود خالي از خطر نبود. ناگزير توفيق در چنين امري به چنان پيروزي نظامي سرنوشت سازي نياز مي داشت که تعهد پايدار مالي و سياسي دراز مدتي را نير به منظور اصلاح اجتماعي به دنبال داشته باشد و بر شرکاي داخلي مطمئن و مورد احترامي تکيه کند که آنها نيز در را ه اصلاح گام بردارند. بر اين بيافزائيم که عليرغم ارتباط مستقيم افغانستان با حملات ۱۱ سپتامبر، به بيراهه عراق کشاندن نيروها و منابع حياتي که براي تعقيب القاعده لازم بود نمايانگر اهميت ثانوي افعانستان در چشم دستگاه بوش است. چرا نگوئيم که «جنگ عليه تروريسم » هدف هاي ديگري را پنهان مي داشت که کمتر مي توان اذعان کرد.در ميدان عمل ايالات متحده سررشته امور را به جنگ سالاران اتحاد شمال واگذار کرد تا هرچه زودتر به نتايجي که مي خواست برسد و يک رئيس جمهور وارداتي را سرکار گذاشت تا چيزي همانند يک حکومت مرکزي در کابل سرهم بندي کند. ايالات متحده نتوانست سرکردگان القاعده و طالبان را از ميان بردارد و زود خاک افغان را به سود عراق به حال خود رها کرد. آقايان بن لادن و ايمان الظواهري همچنان نوارهاي خود را پخش مي کنند؛ و طالبان که رشته هاي الفت را با قبايل پشتو در دو سوي مرز افغانستان و پاکستان نگسسته اند، دوباره گرد هم مي آيند و تهديدي واقعي براي سپاهيان ناتو هستند که در درون اردوگاه ها محصور اند و فقط هنگامي خودي نشان مي دهند که بخواهند به يورش و بمباران هاي هوائي دست بزنند (۱۵). وزير امور خارجه پاکستان حتي تا آنجا پيش رفت که اعلام کند ناتو بايد «شکست را بپذيرد» و نيروهايش را بيرون بکشد.کوشش هاي ناشيانه واشنگتن در پيش بردن نبردي روشن و والا عليه القاعده، نه فقط به جهت پيچيدگي کار قبايل و جنگ سالاران افغاني، بلکه همچنين به دليل بازي خطرناک پاکستان (مقاله ژان لوک راسين را در همين شماره مطالعه فرمائيد) به گژ راهه رفته است. اين کشور درچشم انداز نبرد حياتي خود براي کشمير ناگزير بايد روي گروه هاي اسلامي خود حساب کند. بدينگونه اسلام آباد از ناتو و حکومت افغانستان خواسته است که حضور ناگزير«طالبان معتدل» را در افعانستان بپذيرند و خود کنترل وزيرستان شمالي، يکي از ولايات کشور را به آنها سپرده است. بدين ترتيب پايگاهي برپا گرديده است که از آنجا «طالبان نه چندان معتدل» به سربازان ناتو حمله ور مي شوند و اينک حتي به پديده «حملات انتحاري» که تا کنون در اين کشور پيشينه اي نداشت متوسل مي شوند: آيا ارتباط با عراق اينک به واقعيت پيوسته است؟ چنين است که ايالات متحده در «جنگ عليه تروريسم» به جائي رسيده که وابسته به پاکستاني شده که خود در بند همپيماني ساختاري با اسلاميگري تندرو گرفتار است. گذشته از اين، نخبگان رژيم در پاکستان بر اين باورند که سلسله مراتب سنتي که نمايانگر اين جامعه است کشور را در برابر اسلامي شدن پيش خزنده اي محافطت مي کند. اگر «پاکستاني شدن» القاعده به سوي «القاعده شدن» پاکستان پيش برود کار به کجا خواهد کشيد؟ رسانه هاي امريکائي اين پديده نگران کننده را ناديده گرفته اند.بدين روال هلال بحراني از کرانه هاي خاوري مديترانه تا شبه قاره هند کشيده شده است. در طول ماه هاي آينده تصميماتي پيش از همه در واشنگتن گرفته خواهد شد که يا به اين بحران ها دامن خواهند زد و يا به مسير مساعد تري خواهند انداخت. براي عملي کردن اين چرخش، رهبران غرب بايد دريابند که نمي توان به القاعده، بعث، حزب الله، حماس، سوريه و نيز ايران، يک جا انگ انتزاعي، عقيدتي و قرار داشتن در «محور شرارت» زد. مناسباتي ميان بحران ها وجود دارد، اما همچنين بايد کوشيد تا عناصر سازنده گوناگون آنها را از يکديگر جدا کرد و از کار انداخت.

سوريه، هماوردي که مي توان با آن به کنار آمد

بدينگونه بايد بتوان با سوريه کشوري که ايالات متحده را تهديد نمي کند، که پيش از اينهم چندين بار به اين کشور ياري رسانده است، که در عين حال مصالح خاص ملي پذيرفتني وي نيز در ميان است به توافقي بر سر تخليه بلندي هاي جولان رسيد که اشغال آن توسط اسرائيل هيچگونه سودي براي ايالات متحده در بر ندارد. با حزب الله در لبنان و حماس در فلسطين که پيش از همه براي صيانت از مصالح ملي خود به ميدان عمل گام نهاده اند نيز بايد چنين روالي را در پيش گرفت. ايالات متحده مي تواند اين چنين از بسياري از مسائل خويش رهائي يابد و از اينراه مصالح خاص خود را پيش برد و از جمله «تروريسم» متعصب واقعي را شکست دهد. واشنگتن ناچار يابد دريابد که همه اين گروه ها شعبه هاي القاعده نيستند يا از دل آن بيرون نخزيده اند و بپذيرد که اينها بيش از آنچه ويتنام در زمان خود ابزار «امپراتوري شر» [اتحاد شوروي- م] شد بازيچه دست القاعده نخواهند شد. مذاکرات مي توانند از هرکدام از اين کشورها و يا جنبش ها حريفاني بسازند که مي توان با آنها کنار آمد.

آراء موثري در قلب نظام سياسي آمريکا خواستار تغيير سياست آن کشور شده اند: گزارش بيکر – هميلتون بارزترين مظهر آن است. رئيس جمهور پيشين جيمز کارتر هم دعوتي به گشايش گفتگوئي صادقانه در باره سياست آمريکا در فلسطين کرده است. بايد ابتدا پذيرفت که تصميمات نادرستي در گذشته گرفته شده است تا سپس بتوان به ترميم خساراتي پرداخت که تا کنون به وجود آمده است و بسوي تغيير جهت سياسي بسيار مجدانه اي گام برداشت. لازمه آن دست کشيدن از رويکردي است که مي پندارد يگانه طريق سر و سامان دادن به مسائل سياسي و اجتماعي پيچيده و دشوار استفاده از نيروي نظامي يک جانبه مي تواند باشد. لازمه آن همچنين سر باز زدن از پشتيباني بي قيد و شرط از اسرائيل نيز هست. و بيش از همه لازمه آن رهائي از اين انديشه است که مي انگارد مردم و ملل گوناگون جهان عرب و مسلمان مهره هاي تعويض شدني هستند و در متن همان نماي کلي عقيدتي جاي دارند که مي توان براي نيازهاي قدرت هاي بزرگ، براي زياده خواهي هاي ارضي مهاجرنشينان اسرائيلي و يا به سود روياي امت خيالي القاعده بدلخواه آنها را پيش و پس کرد. زمان آن رسيده است که براي هميشه از رويکردي پرورده ايدئولوژي روي برتافت و به مسير واقعيت پيوست.

هشام بن عبدالله العلوي درآمد، عنوان مقاله وتيتر بند ها را هيئت تحريريه لوموند ديپلوماتيک برگزيده است.

پاورقي ها

١- روبرت دريفوس، بازي ابليس: چگونه ايالات متحده به افسارگسيختگي بنيادگرائي اسلامي ياري رساند، انتشارات متروپولينن بوکس، نيويورک، ۲۰۰۵، صفحه ۲۴۰.

٢- مقاله پير آبراموويچي، «داستان پنهاني مذاکرات ميان واشنگتن و طالبان» را در شماره ماه ژانويه ۲۰۰۲ لوموند ديپلوماتيک مطالعه فرمائيد.

۳- سمپوزيوم سورف، ۲۹ آوريل ۱۹۹۱.

 www.washingtoninstitute.org/templateC07.php? CID=55

۴- هفته نامه نوول اوبزرواتور، پاريس، به تاريخ ۲۱-۱۵ ژانويه ۱۹۹۸.

۵- ويليام اي. اودوم «بريدن و در رفتن چه عيبي دارد؟» در نشريه دي لاول سان، لوول (ماساچوست، ايالات متحده)، ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۵.

۶- مقاله يورگه هيرش، «کوبيدن ايران با سلاح اتمي از دستور کار خارج نشده است»، به تاريخ ۶ ژوئيه ۲۰۰۶ در سامانه اينترنتي زير مطالعه فرمائيد:

www.antiwar.com/orig/hirsch.php?articleid=9255

همچنين به مقاله فيليپ ژيرالدي « درونمايه عميق» در نشريه محافظه کاران آمريکائي، آرلينگتن، (ويرجينيا)، اول اوت ۲۰۰۵، مراجعه فرمائيد.

۷- [توضيح مترجم فرانسه متن] فروع به معني «شاخه» و اصول به معني سرچشمه است.

۸- سارا شيلد «در عراق دولت کشي است، نه جنگ داخلي» در سامانه اينترنتي زير به تاريخ ۶ دسامبر ۲۰۰۶:

www.commondreams.org/views06/1208-32.htm

۹- الستر کروک و مارک پري «چگونه حزب الله اسرائيل را شکست داد» در سامانه اينترنتي زير به تاريخ ۱۲ و ۱۳ اکتبر ۲۰۰۶: http://www.counterpunch.org

۱۰- www.archive.gulfnews.com/indepth/israelattacks/Lebanon/10054034.htm

۱۱- www.english.chosun.com/w21data/html/news/200612/200612160010.html)

همچنين نگاه کنيد به مگان ک. ستاک، « لبنان نيروهاي امنيتي را تقويت مي کند»، لس آنجلس تايمز، اول دسامبر ۲۰۰۶.

۱۲- کريس هج، «بدتر از آپارتايد» در سامانه اينترنتي زير:

 www.truthdig.com/repor t/item/20061218_worse_than_apartheid

۱۳- ائرون کلاين، «آيا سلاح هاي امريکائي مسابقه تسليحاتي حماس را بر انگيخته است؟»، در سامانه اينترنتي زير

: http://www.wnd.com/news/article.asp?ARTICLE_ID=53411

۱۴- تانيا راين هارت، «مقدمه»: در سامانه اينترنتي زير:

 http://www.zmag.org/content/showarticle.cfm?ItemID=11140

۱۴- مقاله سيد سليم شهزاد، « طالبان چگونه حمله را از سر گرفتند» را در شماره ماه سپتامبر ۲۰۰۶ لوموند ديپلوماتيک مطالعه فرمائيد.

منبع : لوموند

+ نوشته شده در  شنبه 1385/12/19ساعت   توسط ائتلاف روزنامه نگاران  | 

تحسين توان اطلاعاتي ايران توسط سرويس جاسوسي آمريكا

سرويس‌هاي اطلاعاتي چين، خطرناك‌ترين جاسوسان حاضر در آمريكا هستند. NCIX فعلا در حال بررسي صدمات وارده از پرونده جاسوس خانم لئونگ است كه به طور سري، جاسوس چيني‌ها بوده و با اغواي جنسي جيمز اسميت و بيل كليولند، دو مقام ارشد «FBI»، اطلاعات مهمي را به سرقت برده است.

به گفته ارشدترين مقام ضداطلاعات دولت آمريكا، سرويس‌هاي اطلاعاتي چين، جزو خطرناك‌ترين جاسوسان حاضر در آمريكا هستند و پس از آنها نيز جاسوسان كوبايي، روسي و ايراني قرار دارند. به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «واشنگتن‌تايمز»، «جوئل برنر»، رئيس جديد اداره ضد اطلاعات ملي، در نخستين مصاحبه خود پس از انتصابش در ماه آگوست گفت: اين سرويس‌ها اطلاعات ما را مي‌خورند. برنر، بازرس كل سابق آژانس امنيت ملي آمريكا گفت: آمريكا هنوز هم هدف شماره يك تمام آژانس‌هاي مهم جاسوسي در سراسر جهان است. اين در حالي بود كه فعالان اطلاعاتي چين در دستيابي به تكنولوژي‌هاي پيشرفته آمريكا، معمولا پيش از انتشار بسيار فعال و موفق بوده‌اند. وي گفت: جريان تكنولوژي به چين در ميان ديگر كشورها، مشكل بسيار جدي است و اشاره كرد كه «FBI» در حال بهبود تلاش‌هايش براي شناسايي و حمايت از تكنولوژي‌هاي حساس است. برنر گفت: پكن در نفوذ و نابودي تلاش‌هاي اطلاعاتي آمريكا در مورد چين از طريق «كاترينا لئونگ»، يك زن تاجر زن لوس‌آنجلسي كه مدتها مخبر «FBI» و به طور پنهاني وفادار به پكن بوده، موفق بوده است.اداره برنر كه به نام NCIX معروف است، در حال كار روي يك استراتژي ضد اطلاعات رياست‌جمهوري جديد است. برنر ادامه داد: حزب‌الله يا «القاعده» نيز بدون عمليات‌هاي اطلاعاتي، دست به هيچ اقدام تروريستي نمي‌زنند و در كار خود بسيار ماهرند. NCIX و برنر به شدت در زمينه فعاليت‌هاي ضد جاسوسي كامپيوتري و اينترنتي نيز در تلاش هستند كه برنر آن را تهديدي رو به رشد مي‌داند و بر اين باور است با پيشرفت اين جنبه، ديگر نيازي به تربيت جاسوس نيست. NCIX فعلا در حال بررسي صدمات وارده از پرونده جاسوس خانم لئونگ است كه به طور سري، جاسوس چيني‌ها بوده و با اغواي جنسي جيمز اسميت و بيل كليولند، دو مقام ارشد «FBI»، اطلاعات مهمي را به سرقت برده است. لئونگ از طريق وكيلش اين اتهامات را رد كرده است. برنر گفت: وي جاسوس چيني‌ها بوده و عمليات خود را نيز با موفقيت انجام داده است. وي دام‌هاي جنسي را يكي از مهم‌ترين حيله‌هاي جاسوسان مي‌داند. علاوه بر چين، سرويس‌هاي اطلاعاتي كوبا نيز مانند روسيه و ايران، هنوز هم تهديدهاي بزرگ هستند. برنر افزود: سرويس‌هاي اطلاعاتي كوبايي واقعا حرفه‌اي هستند و ادامه داد: «آنها توسط KGB آموزش ديده و هم‌اكنون نيز ونزوئلايي‌ها آنام را آموزش مي‌دهند. سرويس‌هاي روس نيز بسيار خطرناك بوده و ايرانيان هم توانايي‌هاي بسيار بالايي دارند».

منبع : بازتاب

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/12/15ساعت   توسط ائتلاف روزنامه نگاران  | 

حمله به ايران، از بلوف تا واقعيت

عملكرد دوازده ساله آمريكا در فاصله بين دو جنگ عليه عراق كه آميزه‌اي از اقدامات ديپلماتيك، اقتصادي و تبليغاتي بود، نشان مي‌دهد كه اين تركيب ظاهرا غيرنظامي در خدمت ماشين جنگي ايالات متحده قرار داشت؛ صدام، بيشترين حد از امتيازات قابل تصور را داد، اما همه اين اقدامات، تنها مسير را براي تجاوز نظامي آمريکا فراهم كرد.

در حالي كه طي دو ماه اخير با تصويب نخستين قطعنامه تحريم ايران در شوراي امنيت سازمان ملل و اعلام استراتژي جديد آمريكا در عراق، امكان حمله نظامي آمريكا به ايران از سوي بسياري از تحليلگران سياسي و نظامي و رسانه‌ها مطرح شده است، ‌واكنش به اين موج گسترده تبليغاتي در داخل كشور به صورت‌هاي متفاوت انجام شده است كه كالبد شكافي آن، مي‌تواند حاوي نكات مهمي در فهم ابعاد، اهداف، چگونگي و نتايج اين موج تبليغاتي باشد... چه كساني، امكان اقدام نظامي عليه ايران را كه عمدتا در چهارچوب حمله هوايي و موشكي به تعدادي از مراكز هسته‌اي و نظامي كشور بيان مي‌شود، مطرح كرده‌اند؟ بررسي اين طيف از افراد و رسانه‌ها نشان مي‌دهد كه طيف ضد جنگ و منتقدان سياست‌هاي نظامي ايالات متحده، كه روزنامه‌‌نگاراني چون «سيمور هرش» تا سياستمداراني مانند «كلينتون»، «آلبرايت» و «پاول» تا ژنرال‌هاي كهنه‌كار پنتاگون را در بر مي‌گيرد و در مقابل، كساني كه طرح حمله نظامي به ايران را به شدت نفي مي‌كنند، عمدتا در حلقه نومحافظه‌كاران هستند كه بوش، رايس و وزير دفاع آمريكا از برجسته‌ترين آنها به شمار مي‌روند؛ بنابراين بايد به اين پرسش، پاسخ داد كه اگر امكان اقدام نظامي ايالات متحده عليه جمهوري اسلامي، صرفا جنگ رواني و فضاسازي تبليغاتي است، چرا كساني كه طبيعتا بايد اين جنگ رواني را كارگرداني كرده و به پيش ببرند، آن را نفي مي‌كنند و شخصيت‌هايي كه بايد با افشاي پوچ بودن اين تبليغات، منافع رقباي نومحافظه‌كار خود را خنثي كنند، آن را جدي مي‌دانند؟... عملكرد دوازده ساله آمريكا در فاصله بين دو جنگ عليه عراق (1991ـ2003) عليه دولت اين كشور كه آميزه‌اي از اقدامات ديپلماتيك، اقتصادي و تبليغاتي بود، نشان مي‌دهد كه اولا اين تركيب ظاهرا غيرنظامي در خدمت ماشين جنگي ايالات متحده قرار داشته و عملا زمينه را براي حمله نهايي به عراق آماده كرده‌اند و دوم آن كه مرعوب و تسليم شدن در برابر جنگ تبليغاتي و فشارهاي اقتصادي و سياسي آمريكا، مانع انصراف ايالات متحده از هدف نهايي خود نمي‌شود، چراكه صدام، بيشترين حد از امتيازات قابل تصور را كه شامل واگذاري حاكميت ملي، نابودي توانايي‌هاي نظامي مؤثر خود، همكاري بي حد و مرز با بازرسان و نمايندگان غرب و ... بود، داد و آمادگي اجابت هرگونه درخواست ديگري را كه به جلوگيري از حمله آمريكا به عراق منجر شود، داشت، اما همه اين اقدامات، تنها مسير را براي تجاوز نظامي ايالات متحده به اين كشور فراهم كرد و اين پيام مهمي را براي آن دسته از تحليلگران، كه صرفا هدف از جنگ رواني آمريكا را تضعيف روحيه و تسليم ايران عنوان مي‌كنند، به همراه دارد كه نه تسليم، تهديدها را منتفي مي‌كند و نه به هيچ انگاشتن و دست كم گرفتن خطر، امنيت را براي كشور به ارمغان مي‌آورد... تأكيد رهبر انقلاب در اظهارات مهم بهمن ماه بر تقويت همگرايي و وحدت در داخل و تهديد به وارد كردن آسيب‌هاي جدي به منافع حريف، نشان از برگزيدن اين استراتژي از سوي مقامات عالي‌رتبه نظام دارد، اما گويا، پياده‌سازي و پيگيري اجراي آن، همانند بسياري از رهنمودهاي ديگر رهبر انقلاب آن‌گونه كه بايد از سوي مسئولان مربوطه جدي گرفته نشده است...


 منبع : بازتاب

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/12/15ساعت   توسط ائتلاف روزنامه نگاران  | 

تعلیق عملی غنی‌سازی در ایران!

یک روز پس از آن که محمد البرادعی در نشست افتتاحیه شورای حکام تاکید کرد به کشورهای غربی حق می‌دهد از فعالیت‌های هسته‌ای ایران نگران باشند و رسماً سرپیچی تهران از قطعنامه 1737 شورای امنیت را مورد نکوهش قرار داد، وی روز سه‌شنبه کوشید لحن ملایم‌تری اتخاذ کند و اعلام کرد «به نظر می‌رسد ایران حداقل به طور موقت برنامه غنی‌سازی اورانیوم خود را متوقف کرده است

 

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با اشاره به این که «ایران ظاهراً غنی‌سازی را تعلیق کرده است» در جمع خبرنگاران گفت: معتقد نیستم که تعداد سانتریفوژ‌ها افزایش یافته و یا مواد هسته‌ای (جدید) به سانتریفوژها تزریق شده باشد. البرادعی در عین حال مجدداً مدعی شد «علیرغم برخی اخبار مثبت، عدم همکاری ایران باعث شده آژانس قادر به تایید کامل صلح آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران نباشد». وی به خبرنگاران گفت: علیرغم تصمیم طولانی مدت ایران برای همکاری با آژانس، تهران اقدامی در این خصوص نداشته و همین امر قضاوت در مورد فعالیت‌های هسته‌ای‌اش را به تاخیر انداخته است. البرادعی همچنین خواستار همکاری کامل ایران با آژانس شد و گفت: این به رفع بحران در حال ظهور برنامه هسته‌ای ایران کمک خواهد کرد و راه‌حلی جامع را ممکن می‌سازد که از یک سو حق ایران برای استفاده از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای را تضمین می‌کند و از سوی دیگر اعتمادی را که جامعه بین‌الملل پس از سال‌ها فعالیت‌ اعلام نشده هسته‌ای ایران نیاز دارد را فراهم می‌کندخبرگزاری آسوشیتدپرس در ادامه خبر اظهارات محمد البرادعی پیرامون تعلیق عملی غنی‌سازی در ایران، این اقدام تهران را تلاش برای فرونشاندن خشم شورای امنیت که در حال بررسی تحریم‌های جدید علیه ایران است، توصیف