
مقامات ترکمنستان تصمیم گرفته اند که برای بزرگداشت از ابوسعید ابوالخیر، شاعر و عارف قرنهای 10 و 11 میلادی، همایش بین المللی برگزار کنند.
این برای اولین بار خواهد بود که به خاطر بزرگداشت ابوسعید ابوالخیر در ترکمنستان یک همایش بین المللی برگزار می شود.قبر متروک این عارف و شاعر فارسی زبان در قلمرو ولایت "اخل" ترکمنستان کنونی که در عهد این عارف بزرگ مربوط به قلمرو خراسان بزرگ بوده است، جایگیر است. قربانقلی بردی محمدف، رئیس جمهوری ترکمنستان، دستور داده است که این همایش در شهر عشق آباد و ولایت "اخل" در روستای میهنه از 22 تا 25 نوامبر سال جاری برگزار شود.قرار است تا پائیز امسال کمیته تدارکات جشن ابوسعید ابوالخیر در ترکمنستان تدابیر زیادی برای برگزاری همایش بزرگداشت این عارف، متفکر، ادیب و شاعر رباعی سرای معروف قرنهای 10 و 11 اتخاذ کند.پرفسور تورج اتابکی، استاد دانشگاه لایدن هلند از تعداد معدود محققان ایرانی است که قبر متروک ابوسعید ابوالخیر را در روستای میهنه دو بار زیارت کرده است.آقای اتابکی می گوید که روستای نه چندان پرجمعیت میهنه در شرق شهر باستانی مرو موقعیت دارد و از عشق آباد، پایتخت ترکمنستان تا این روستا فاصله چندانی نیست و با ماشین در 2 ساعت می شود رسید.به گفته آقای اتابکی هرچند از ده میهنه زمان ابوسعید ابوالخیر چیزی باقی نمانده است، اما در کنار آن روستای میهنه کنونی آباد شده است و گور نا آباد این عارف ربانی در واقع در وسط این دو روستا مانده است.اما بر اساس خبرهایی که از ترکمنستان می رسد، بازسازی و مرمت قبر ابوسعید ابوالخیر در میهنه شروع شده و قرار است تا زمان برگزاری همایش، به یک مقبره و محوطه زیبا تبدیل شود.به اساس خبر برخی از منابع، فضل الله ابن ابوالخیر که به نام ابوسعید ابوالخیر و گاهی به نام ابوسعید میهنه یا مهنه نیز معروف است، در سال 967 میلادی در روستای میهنه یا مهنه خراسان به دنیا آمده و در همان جا سال 1049 درمی گذرد.به گفته دانشمندان، از وی دو جلد کتاب "اسرار التوحید فی مقامات شیخ ابوسعید" باقی مانده که بعد از مرگش یکی از نوادگان فاضلش محمد ابن منور به رشته تحریر کشیده است. تورج اتابکی می گوید که ابوسعید ابوالخیر با لطایف و حکایتهای بسیار شیرین و جالبش از پیشکسوتان تصوف خراسان بوده است که از تصوف بغداد بکلی تفاوت داشته است. به عقیده آقای اتابکی، در زمانی که اهل شریعت شمشیر را از رو بسته بودند و به جنگ متفاوت اندیشان (دگر اندیشان) می رفتند، عارفانی مانند ابوسعید ابوالخیر با افکار و اقوال خود فضا را برای چند اندیشی باز کرده و راه را برای چند اندیشان هموار کرده است. همچنین برخی از محققان بر این باورند که ابوسعید ابوالخیر به عنوان یک انسان موجه و قابل اعتماد در زمان خود که اسلام به شریعت و طریقت تقسیم شده بود، توانست طریقت را به نفع انسانها رشد و توسعه بدهد. اما رستم وهاب نیا، محقق، شاعر و ادبیات شناس تاجیک بر این باور است که شریعت و طریقت عارفان به هیچ وجه از هم جدا نیست و هر دو مبنا بر اسلام است و ضد و نقیض به قلم دادن شریعت و طریقت اشتباه است. از سوی دیگر، بسیاری از شاعران و دانشمندان تاجیک اظهار نظر می کنند که محتوی آثار و افکار عارفانی مثل ابوسعید ابوالخیر، مهمتر از همه این بحثهاست، زیرا برای بشر جنبه بزرگ آموزندگی دارد. محمدعلی عجمی، از شاعران مطرح تاجیکستان که در پیروی از نثر مسجع ابوسعید ابوالخیر اثری نوشته است، می گوید که افکار و اقوال این عارف ربانی فرا ملی است و بشر را برای راستکاری و رستگاری و خودشناسی و خداشناسی هدایت می کند. به عقیده آقای عجمی، بحثهای طریقت و شریعت به خاطر شناخت هویت عارفان و عاشقانی مثل ابوسعید ابوالخیر، حبابی را می ماند و مهم محتوی عقاید آنهاست. ابوسعید ابوالخیر در تاریخ تصوف و ادبیات فارسی زبان به طور عمده به عنوان عارف، متفکر، صوفی و شاعر معروف است. دوبیتی، رباعیات و نثر مسجع وی در آثار صناعی، عطار و مولوی، شاعران بزرگ فارسی زبان تاثیر گذار بوده است. دوستی و مکاتبه وی با ابن سینا، پزشک و متفکر، شاعر ریاضیدان که از علوم دانشنامه ای برخوردار بوده است، در منابع تاریخی و ادبی ذکر شده است. در ایران آثار نثر و نظم ابوسعید ابوالخیر در شکل کتابهای زیبا و منقش منتشر شده است. در تاجیکستان ابوسعید ابوالخیر بیشتر میان عارفان، شاعران و روحانیان معروف است، اما تا کنون آثار وی کمتر مورد تحقیق و پژوهشگران تاجیک قرار گرفته است

عرضه جلد هفتم کتاب هری پاتر در تهران همزمان با اروپا و آمریکا، اعتراض برخی گروه ها و روزنامه های تندرو را به دنبال داشته است. مخالفان، عرضه آخرین کتاب هری پاتر را که از قرار معلوم بدون نظارت و بررسی دولتی صورت گرفته، اشتباه و مضر خوانده اند.
روزنامه کیهان، امروز (پنج شنبه 4 مرداد، 26 ژوئیه) در مقاله ای، از نیروی انتظامی، گمرک و حراست فرودگاه و تشکیلات صدور مجوز چاپ و نشر کتاب در ایران به خاطر فروش شبانگاهی کتابی که به گفته نویسنده مقاله کیهان بدون هیچگونه نظارت و بررسی وارد ایران و به مردم عرضه شده است، انتقاد کرد. نویسنده مقاله، محل فروش کتاب جدید هری پاتر را "دامگه" نامیده و ادامه داده که ایران هم تبدیل به حوزه فعالیت پروژه ای شده که "ميلياردها دلار از محافل صهيونيستی پای آن ريخته می شود تا ذهن و روح جوانان و نوجوانان عالم را به تسخير درآورد".نویسنده کیهان از مسئولین وزارت ارشاد پرسیده که آیا لزومی نديده اند كه سری به محتوای كتاب بزنند، شايد "عبارات و جملات و كلمات مخرب يا نامطلوب و يا نامناسب و مغاير با شئونات و فرهنگ و ارزش های جامعه ما در آن وجود داشته باشد كه بر ذهن مخاطب جوان تأثير سوء بگذارد؟" عرضه هفتمین و آخرین جلد از مجموعه داستان های هری پاتر در نخستین دقیقه بامداد شنبه 21 ژوئیه به وقت لندن (دو و نیم بامداد به وقت تهران) در سراسر جهان آغاز شد و در تهران نیز کتابفروشی "بیان سلیس" نسخه های انگلیسی این کتاب را عرضه کرد. در حالیکه روزنامه های منسوب به خط فکری تندرو نسبت به توزیع این کتاب اعتراض کرده اند، روزنامه های نزدیک به طیف فکری اصلاح طلبان، عرضه همزمان کتاب هری پاتر را خروج جوانان ایرانی از انزوا عنوان کرده و از این اتفاق ابراز شادمانی کردند.زهره مجدآبادی 28 ساله، که خود یکی از خریداران علاقمند این کتاب بود و همان شب اول به کتابفروشی بیان سلیس در شمال شهر تهران مراجعه کرده بود، می گوید در صفی که در برابر این فروشگاه تشکیل شده بود، بیش از 100 نفر ایستاده بودند. هر جلد کتاب "هری پاتر و قدیسان مرگ" در تهران به قیمت 34 هزار تومان عرضه شد.فروش کتاب تا ساعت چهار صبح ادامه داشته و پس از آن متوقف شده است. البته فروشگاه بار دیگر از ساعت 7 صبح شروع به فروش این کتاب کرده است.زهره مجدآبادی می گوید خریداران شبانه، بیشتر جوانان و نوجوانان بودند که غالبا با والدینشان به فروشگاه مراجعه کرده بودند. او ادامه می دهد حال و هوای خوبی بود. عده ای با علاقه و هدف مشترک در آرامش دور هم جمع بودند و درباره آخر قصه هری پاتر نظر می دادند و پیش بینی می کردند. خانم مجدآبادی شش کتاب قبلی خانم جی کی رولینگ (نویسنده مجموعه داستان های هری پاتر) را دست کم 4 بار هم به فارسی و هم به انگلیسی خوانده و برای خواندن جلد هفتم آن عجله دارد. به گفته او، بسیاری از دوستان و آشنایانش هم بی صبرانه انتظار این کتاب را می کشند. زهره مجد آبادی معتقد است که همه باید هری پاتر را بخوانند تا معنای لذت را درک کنند. آقای طلا کوب، مدیر انتشارات بیان سلیس، نماینده ناشر کتابهای هری پاتردر ایران پیش از آغاز فروش کتاب تازه هری پاتر، به روزنامه سرمایه گفته بود، انتظار نداشته بیش از پنج، شش نفر که تحمل ندارند برای خرید کتاب تا فردای آن روز صبر کنند، برای خرید این کتاب در ساعات نیمه شب به این کتابفروشی مراجعه کنند
به نقل از وبلاگ مرد آریایی:

تخت جمشيد، كاخ داريوش و خشايارشا، عيناً با تصويري كه از جهان هخامنشي پس از خواندن اعلاميه كوروش و تعليمات زرتشت در ذهن پيدا ميشود وفق ميدهد.ايران شناسان در بيان عظمت تخت جمشيد معمولا به ارزش هنري و فني آن مي پردازند و از روي اين ارزش آن بنا را در رديف بزرگترين آثار بشر ميگذارند. تا روزگار هخامنشيان هرگز بشر بنائي بوسعت تخت جمشيد نساخته (130000 متر مربع زير بنا بوده) و در هيچ اثر باستاني به اندازه تخت جمشيد تمام قدرت فني و هنري يك مرحله اصلي از تاريخ بشر با هم جمع نشده و در هيچ مجموعه هنري جوري و هم آهنگي جزئيات با طرح و منظور كلي بهاندازه تخت جمشيد رعايت نگرديده است.

حتي در خرابي تخت جمشيد ، امروز از خيره كننده ترين مناظر دنياست. شايد اين كاخها زيباترين كاخهائي است كه بشر چه در گذشته و چه در دنياي جديد ساخته است.تخت جمشيد ايمان و شوق به زندگي مردمي را ميرساند كه خود را بر تمام جهان متمدن مسلط ميديده و اين تسلط را هميشگي مي پنداشته اند. هخامنشيان يكتاپرست بودند و تمام جهان را مخلوق اهورامزدا و همه مردم را موظف ميدانستند چون سرباز با اهورامزدا بر عليه اهريمن و عوامل تبهكارش بجنگند تا پاكي و راستي و روشنائي، پندار نيك و گفتار نيك و كردار نيك، مسلم شود تا ضعف و بيماري و مرگ برافتد، تا خود و خانواده شان به رفاه و شادي برسند تا زمينهايشان آباد و همسايگانشان خوشوقت باشند. ايرانيان توانستند از تركيب ظواهرموجودات با مفاهيم معنوي و آسماني صورتهاي تازه اي خلق كنند كه نماينده عقائي مذهبي آنان باشد و بشر را به عوالمي بزرگتر و بالاتر از وجود و محيط زندگاني روزانه اش متوجه سازد. تخت جمشيد در نظر اول وقار و قدرت و نظم و ادب و پس از دقت بيشتر اعتماد بنفس و ايمان و سربلندي مردمي را ميرساند كه سرنوشت خود را روشن ميديدند و به آتيه اميدوار بودند و خود را وابسته سازماني بزرگ كه منشا تمام خوبيها و قدرتها است ميدانستند. هخامنشيان بنائي ساختند كه ايمانشان را به ابديت شاهنشاهي ايران برساند و نماينده منتهاي شكوه و قدرت باشد بدون آنكه ملل تابع ايران در برابر آن خود را بينوا و شرمنده ببينند، آن قسمت از نقشهاي تخت جمشيد كه نشان ميدهد شاهنشاه را چند رديف مردم به نمايندگي ملل تابع ايران برروي دست بلند كرده اند اين منظور را خوب مجسم ميسازد، اين مردم با وقار كامل و به تمام قد ايستاده و روبروي خود نگاه ميكنند و لباسهاي آبرومندي كه شايد لباسهاي تشريفاتشان بوده در بردارند. اين مردم شاهنشاه را بهمان صورت روي دست بلند كرده اند كه مثلا مردم يك قهرمان ورزشي را پس از پيروزي بر روي دست بر ميدارند و ميبرند برعكس در كشور هاي ديگر، چه پيش از هخامنشيان و چه بعد از آنان وقتي فرمانروا يا پادشاهي ميخواسته عظمت خود را برساند معمولا ملل مغلوب يا تابع را خميده و يا بزمين افتاده، در غل و زنجير و گريان و خونين نشان ميداده است. رجال ملل مختلف كه روزهاي جشن و يا به مناسبات ديگر به تخت جمشيد ميآمدند و صورت هم ميهنان خود را ميديدند دليلي نداشت كه برنجند و سرافكنده باشند بلكه آنان نيز به احتمال قوي از اينكه مشمول چنين قدرت و جلالي هستند بخود مي باليدند.

پين از مورخين بنام در مورد هخامنشيان چنين مينويسد: رژه پيروزمندانه آورندگان هديه و خراج و سربازان شاهي نفس انسان را قطع ميكند، اينها متوجه تشخيص خود هستند و آهسته راه ميروند، گاهي يك تبسم بسيار كوچك در گوشه لبهايشان هست ولي غالبا فقط حالت پختگي وقار آميزي را نشان ميدهند كه من در هيچ كجاي ديگر نديده ام، نه در معبدهاي چينيها نه در غارهاي هنديها و نه در مجسمه هاي مغرب، بطور مسلم هيچ مبالغه آميز نيست آنها راستي را مي پرستيدند. در مجسمه هاي بابل چشمها نيمه بسته است چشمهاي هخامنشي بكلي باز است و به جهان با اعتماد و با احساس يك قدرت خداوندي نگاه ميكند.

همچنين ديگر مورخين نيز عقايد مختلفي را در مورد هخامنشيان دارند بريتانيكا و فراري و دورانت هر يك در مورد تخت جمشيد مطالب زيبايي نوشته اند: برتانيكا: تمام عواملي كه هخامنشيان از ملل ديگر فرض ميشود اقتباس كرده باشد در يك واحد سازماني تركيب شده و بزرگترين اثري را كه معماري خاورميانه ممكن ميدانست خلق نمود، بنابرابن نتيجه يك هنر ملي نيست بلكه هنر يك امپراطوري جهاني است.
فراري: هنر و معماري هخامنشيان امپراطوري است با عظمت از حيث ابعاد و خيره كننده در جزئيات، شايد بزرگترين مشخص اين معماري بلندي ستونها ونقشهاي دقيق منبت كاري و رنگ آميزي و برجسته كاريها نيست بلكه بيشتر استفاده از فضاست، يكي از كمكهاي ايرانيان بمعماري طرح گنبدهاي بزرگ و استفاده موفق آميز از فضاهاي بزرگ است، قوسهاي نوكدار و سه گوشيها بعدا در ايران پيدا شد ولي اطاقها و ستونهاي بزرگ از پيش مورد توجه و الهام بخش مشخصات معماري بعد بوده است.
دورانت: مهمترين اثر ايران باستان عبارت از پله هاي سنگي و ايوان و ستونهاي تخت جمشيد است، پله هاي خارجي بزرگ كه از جلگه به بالاي سطحي كه روي آن بناها گذارده شده ميرسد به هيچ چيز ديگر در تاريخ معماري شبيه نيست، به اندازه اي بلندي آنها تدريجي و روي آنها جادار است كه ده اسب سوار ميتوانند در يك رديف از آنها بالا بروند، لابد اين پله ها ورودي بسيار جالب به ايوان وسيعي كه روي آن كاخهاي پادشاهي قرار داشته ميداده است، ايواني كه 6 متر و نيم تا 16.5 متر بلندي و 500 متر درازا و 330 متر پهنا داشته، شاهكار معماري ايران چهل منار سالن بزرگ خشايارشاه يكم كه با اطاقهاي مقدمش فضائي را به مساحت 10 هزار متر مربع ميپوشانده، فضائي كه اگر به مساحت اهميت داده شود از كارتاك و از كليساي اروپائي جز كليساي ميلان بزرگتر است، سيزده دانه از 72 ستون كاخ خشاريارشاه در ميان خرابه ها چون درختهاي خرما در يك واهه خراب بر پاست ولي ستونهاي مرمر گرچه قطعه قطعه شده بين كارهاي تقريبا كامل بشر حساب ميشود آنها از هر مصري يا يوناني باريكتر و به ارتفاع غير عادي 21 متر ميرسد، در پشت يا در مشرق اين چهل منار سالن صد ستون قراردارد كه از آن هيچ چيز جز يك ستون و اثر خط دوران باقي نيست.

تخت جمشيد يك كاخ عادي براي زندگي شاهنشاهان نبود، بعضي از مورخين از آنجمله يو.پ.پ شاهنشاهي هخامنشي را در حكم نخستين نمونه سازمان ملل ميدانند و ازاين رو تخت جمشيد را به منزله پايگاه مركزي اين سازمان ميتوان شمرد از همه مهمتر آنكه خشايارشاه كه قسمت عمده تخت جمشيد در زمان او ساخته شده در نبشته اي كه بجا گذارده اعلام داشته است كه اين ساختمان را من براي همه مردم كشورها بنا نمودم.

اگر تخت جمشيد با معبد پارتنون آتن مقايسه شود خصوصيات آن بهتر روشن ميگردد. پارتنون نيز به طور مسلم اثري خيره كننده است منتهي در پارتنون زيبائي بوالهوسانه و شهوت انگيز است و قدرت هنوز نيازمند خودنمائي است، مظاهر زيبائي، مظاهر قدرت همه جنبه شخصي و بنابراين محلي و موقتي دارد، چينهاي لباس و حالات و حركات صورتهائي كه در پارتنون ساخته شده همه نماينده مردمي در هيجان است و بطور مسلم لااقل يك قسمت اين هيجان، نمايده نگرانيهائي است كه از كافي نبودن سازمانهاي جامعه و عقائد مذهبي نتيجه ميشده است.

معبد پارتنون یونان

تخت جمشید ایران : تخت جمشيد يكي از عوامل پيشرفت هنر در شاهنشاهي ايران و كشورهاي همسايه آن بوده است. در طي تاسيس اين بنا يعني در مدت تقريبا شصت سال هنرمندان و كارگران ملل مختلف در کنار يكديگر در اجراي نقشه هاي هخامنشي و زير نظارت و تعليمات ايرانيان كار ميكرده اند و طبيعي است اگر آنچه در ضمن اين تماسهاي طولاني آموخته اند به نقاط ديگر برده باشند.




پس از اعلام رضايت شاكي خصوصي پرونده مديرمسوول «تجربه»، شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران، براي كتايون بناساز مديرمسوول اين نشريه قرار موقوفي تعقيب صادر كرد. به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، جلسهي رسيدگي به اتهامات كتايون بناساز مديرمسوول نشريه«تجربه» قرار بود 17 تير ماه در شعبهي 76 دادگاه كيفري استان تهران برگزار شود كه به دليل اعلام گذشت شاكي خصوصي اين پرونده، مختومه شد. پس از اعلام رضايت شاكي خصوصي اين پرونده، قضات شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران براي مدير مسوول اين نشريه قرار موقوفي تعقيب صادر كردند. اتهام كتايون بناساز، مديرمسوول ماهنامهي «تجربه» در كيفرخواست صادره از سوي دادسراي عمومي و انقلاب تهران چاپ اثر متعلق به شاكي بدون اذن وي عنوان شده بود.

پس از اعلام رضايت شاكي خصوصي از مديرمسوول «ايرانشهر» شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران، براي مهدي فلاح مديرمسوول اين نشريه قرار موقوفي تعقيب صادر كرد. به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، جلسهي رسيدگي به اتهامات مهدي فلاح، مديرمسوول نشريه «ايران شهر» قرار بود 17 تير ماه در شعبهي 76 دادگاه كيفري استان تهران برگزار شود كه به دليل اعلام گذشت شاكي اين پرونده، مختومه شد. پس از اعلام رضايت شاكي، قضات شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران براي مدير مسوول اين نشريه قرار موقوفي تعقيب صادر كردند.

يك نامه از سوي دانشجويان علوم اسلامي رضوي دريافت نموده ايم كه بدون هيچگونه تغيير در اختيارتان قرار ميگيرد .
|
پاسخ دانشجويان به يك مصاحبه ايسنا 25 تیر 1386 ساعت 11:47 | |
|
دانشجویان عدالت خواه دانشگاه رضوی به مصاحبه یکی از اعضای کمیته انضباطی با خبرگزاری ایسنا-خراسان پاسخ دادند. به گزارش سايت تحليلي-خبري دانشجويان مستقل، در پي مصاحبه خبرگزاري ايسنا با يكي از مسولين دانشگاه علوم اسلامي رضوي دانشجويان اين دانشگاه نسبت به مطالب مطرح شده وي بر روي اين خبرگزاري اعتراض كردند. كه متن كامل آن به اين شرح مي باشد:
سردبير محترم خبرگزاري ايسنا- خراسان
باسلام
احتراماً در پاسخ به مصاحبه منتشر شده از آقاي علي اكبر رستمي مسؤول دفتر فرهنگي و امور دانشجويي دانشگاه علوم اسلامي رضوي در تاریخ 23/4/86 در آن خبرگزاری محترم، نكاتي ضروري ذيلاً اشاره مي گردد:
1- بد نبود متن احکام تعلیق این دانشجویان توسط این مقام مسئول در اختیار این خبرگزاری قرار می گرفت و خبرگزاری ایسنا نیز متن این احکام را منتشر می کرد تا عموم مخاطبان از تناقضات و اظهارات کذب ایشان مطلع می شدند. آنچه آقای رستمی در این گفتگو به عنوان دلایل حکم تعلیق دانشجویان ذکر کرده است با دلایل ذکر شده در متن این احکام کاملا متفاوت است. در حكم تعليق نفر اول، علت تعليق عدم پایبندی به تعهدات ذکر شده است ( تعهد به پوشيدن لباس روحانيت که دستاویزی برای برخوردهای حذفی وگزینشی با دانشجویان شده است!) و در حكم تعليق پنج نفر ديگر علت تعليق اين موارد ذكر شده است:« عدم رعايت شئونات دانشجويي و سوءاستفاده از هيأت مذهبي و بهانه تراشي جهت ناآرام كردن دانشگاه و ايجاد اختلال در امر آموزش و اتلاف وقت مسؤولين و تخلف مكرر در عدم هماهنگي با امور فر هنگي و تلاش براي كم رنگ كردن برنامه هاي مذهبي امور فرهنگي.» همچنانكه ملاحظه مي شود در اين احكام سخني از « مخالفت با تصميمات دانشگاه، تحريك دانشجويان و فضاي دانشگاه، تخريب برخي از مسوولان دانشگاه، تهديد به رسانهاي كردن مسائل دانشگاه، سخن راندن از انحلال دانشگاه و تهيه طومارهاي تحريكآميز» در ميان نيست و مسؤول محترم فرهنگي و امور دانشجويي به قصد فراكني و فرار از پاسخگويي به انتقادات و اعتراضات به وجود آمده چنين اتهامات كذبي را بيان داشته است.
2-"مخالفت با تصمیمات دانشگاه"،گفتگوی این عضو کمیته انضباطی دانشگاه رضوی به خوبی نشان داد که دانشگاه رضوی محلی است که جواب انتقاد دلسوزانه از تصمیمات دانشگاه چیزی جز تعلیق و تذکر نیست!ما خود بارها اعلام کرده بودیم که مسئولین دانشگاه رضوی تحمل شنیدن صدای مخالف را از درون خود نداشته و سالهای سال است که برخوردهای حذفی آقایان با منتقدان عملکردهایشان فضا را برای هرگونه اصلاح امور بسیار دشوار کرده است و اکنون کار به جایی رسیده است که این مسئول دانشگاه در گفتگو با یک رسانه عملا به این موضوع اذعان می کند. البته این برخورد حذفی محدود به دانشجویان نبوده و فهرست طولانی ای از بهترین اساتید دانشگاه را نیز باید به این جمع اضافه کرد که تنها به خاطر مخالفت با برخی تصمیمات دانشگاه ،اکنون دیگر در دانشگاه نیستند و البته بخت با آنان یار بوده است که شکایتی از آنان در دادگاه ویژه روحانیت نشده است تا برای همیشه از تدریس محروم شوند!! براستی مگر تصمیمات مسئولین دانشگاه جزء مسلمات دین و وحی منزل می باشد که کسی حق اعتراض و مخالفت با آن را نداشته باشد؟!آیاتصمیماتی از قبیل:تعلیق سه نفر از بهترین و ممتازترین دانشجویان دانشگاه به خاطر عدم پوشیدن لباس روحانیت آنهم در حالی که اکثر اعضای کمیته انضباطی خود هیچگونه پایبندی نسبت به این امر ندارند،تصمیم غیر قانونی به کاهش غیبتهای مجاز دانشجویان در طول ترم از چهار جلسه به دو جلسه که در اواسط ترم تحصیلی به بهانه بالا بردن سطح علمی دانشجویان اجرا شد،اقدامی که کاملا با قوانین وزارت علوم و حتی آیین نامه های آموزشی خود دانشگاه نیز مغایرت داشت که البته با مخالفت گسترده دانشجویان واساتید لغو شد،انگشت نگاری از دانشجویان و اساتید هیئت علمی دانشگاه به بهانه تحویل غذا واستفاده از سلف سرویس،اجبار دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه به دفاع پایان نامه خویش قبل از اتمام سنوات تحصیلی آنها،اعلام ممنوعیت فعالیت هیئت مذهبی دانشگاه در آستانه ایام فاطمیه(س) طی اطلاعیه شدیداللحنی ازسوی دفتر فرهنگی دانشگاه به بهانه نداشتن اساسنامه (هیئتی که بیش از پنج سال از عمر آن در دانشگاه می گذرد و از ارکان فرهنگی دانشجویان محسوب می گردد) و... تنها بخشی از تصمیمات شماست که انتقادات و اعتراضات دلسوزانه،منطقی و مستدل دانشجویان را به همراه داشته است، پس اگر این تصمیات دانشگاه جای دفاعی دارد لطفا ما را نیز از نظرات خویش مطلع فرمایید باشد که آگاه شویم!
3-در مورد "تحریک دانشجویان وفضای دانشگاه"،"تخریب برخی از مسئولان دانشگاه"و "سخن راندن از انحلال دانشگاه"،اتهامات سراسر کذبی است که این عضو کمیته انضباطی همنوا با سایر اعضا سخن از آن به میان آورده است ،لذا امیدواریم که دلایل ومدارک محکمه پسندی در اثبات مدعای خویش داشته باشند چرا که دانشجویان، پیگیری این اتهامات نسبت داده شده را از طریق مراجع ذیربط از جمله دادگاه ویژه روحانیت حق قانونی خود می دانند و درفرصتی مقتضی و در صورت صلاحدید در این باره اقدامات لازم را به عمل خواهند آورد.
4- برخلاف گفته نامبرده، احكام تعليق دانشجويان مذكور در روز آخر امتحانات صادر و ابلاغ نشده است. بلكه حكم تعليق يكي از دانشجويان، در اواخر ترم و قبل از شروع امتحانات صادر و ابلاغ و در همان ترم هم اجرا شد ودانشجوی مذکور از ورود به دانشگاه و شرکت در امتحانات منع شد! و حكم تعليق پنج نفر ديگر، در جلسه 31/3/86 صادر و در سه نوبت در 13، 17 و 18 تير 86 ابلاغ گرديده است ناظر به ترم تابستانی و ترم مهر می باشد که ظاهرااین عضو کمیته انضباطی قدری دچار فراموشی شده و تنها ترم مهر را به خاطر سپرده است، آنچه در این مقطع از مسئولان دانشگاه انتظار می رود این است که حداقل در گفتار و رفتار خویش تقوا را رعایت کرده وصادقانه مسائل را مطرح کنند!.
3- عضو كميته انضباطي دانشگاه علوم اسلامي رضوي در بخشي از سخنان خود گفته است:«دانشگاه رضوي با استناد به مفاد تعهدنامه كه توسط دانشجويان در ابتداي ثبتنام پرشده است، ميتوانست از اين دانشجويان به دادگاه ويژه روحانيت، شكايت و آنها را براي هميشه از تحصيل محروم كرده و كل هزينه تحصيل را تا دو برابر مبلغ دريافت كند.». دادگاه و دادسراي محترم ويژه روحانيت، محل رسيدگي به جرايم روحانيون و اعمال خلاف شأن روحانيت مي باشد. كداميك از موارد اتهامي اين دانشجويان چه در احكام غيرقانوني صادره و چه در سخنان كذب آقاي رستمي، مصداق جرم يا اعمال خلاف شأن روحانيت مي باشند و آيا جملات وي، كه با قاطعيت از محكوميت اين دانشجويان از ادامه تحصيل براي هميشه! در صورت شكايت دانشگاه، حكايت مي كند، توهين به دادگاه محترم ويژه روحانيت و پایین آوردن شان این دادگاه نيست؟
4- آقاي رستمي در بخشي از سخنان خود تصريح كرده است:« احكام به صورت قانوني و با ملاحظه همه جوانب صادر شده است و هيچ ابهامي ندارد.» قضاوت در مورد غير مبهم و با ملاحظه همه جوانب بودن را با توجه به علل ذكر شده در احكام و اعتراض و عكس العمل اكثريت دانشجويان دانشگاه، به عهده شما مي گذاريم، اما منظور ايشان از قانوني بودن احكام صادره چيست؟ آيين نامه انضباطي وزارت علوم مجازات تعليق را مرحله یازدهم اقدامات تنبیهی دانشجویان و فقط براي اعتياد، ارتباط نامشروع، توهين به مقدسات و اقدام عليه امنيت ملي مجاز دانسته است. كداميك از علل ذكر شده در احكام انضباطي اين دانشجويان يا حتي در اتهامات كذب آقاي رستمي مصداق اين چهار مورد مي باشد؟ ایشان سخن از دادن تذکر کتبی به این افراد رانده است که کذب محض بوده وهیچگونه تذکری حتی به صورت شفاهی به این دانشجویان قبل از حکم تعلیق داده نشده است که یکی از دلایل اصلی اعتراض دانشجویان به این احکام غیر قانونی بودن روند آن بوده که بدون هرگونه تفهیم اتهام وتذکر قبل از تعلیقی صادر شده و در مهلت قانونی اعتراض به اجرا گذاشته شده است! البته وي براي فرار از پاسخگويي در خصوص قانوني بودن اين احكام، جملات متناقض ديگري نيز گفته است:« قوانين اين دانشگاه با ساير مراكز آموزش عالي متفاوت است»، « مفاد تعهدنامه آن [دانشگاه علوم اسلامي رضوي] شامل آييننامههاي آموزشي، انضباطي، خوابگاهي و ديگر مقررات دانشگاهها در وزارت علوم است.» و « قوانين وزارت علوم در دل قوانين اين دانشگاه نهفته است»! جهت روشن شدن موقعیت و جایگاه دانشگاه در زمینه رعایت قوانین وزارت علوم از جمله آیین نامه های انضباطی آن،شایان ذکر است که دانشگاه علوم اسلامی رضوی در بند دو ماده یازده اساسنامه خود که به تایید شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیده است صراحتا ملزم به رعایت کلیه قوانین وزارت علوم شده است،در حالی که امروز در عمل و گفتار مسئولین چیزی بر خلاف اساسنامه دانشگاه در حال رخ دادن و اجرا می باشد.
5- نامبرده در خصوص شرايط ادامه تحصيل اين دانشجويان بعد از دوره تعليق، خاطرنشان كرده است:« ادامه تحصيل اين دانشجويان بعد از طي دوران تعليق، منوط به رفتار و عملكرد آنهاست.» منظور وي ازرفتار و عملكرد آنها چيست؟ آيا رفتار و عملكرد آنها در دانشگاه يا در خارج از دانشگاه؟ بديهي است كه دانشجويان مذكور، به علت تعليق در دانشگاه حضور ندارند. رفتار و عملكرد آنها در خارج از دانشگاه هم كه خارج از صلاحيت دانشگاه مي باشد. پس منظور وي چه مي باشد؟ آيا منظور اين نيست كه اگر شما دانشجويان تعليق شده، چشم خود را به احكام ظالمانه و غيرقانوني صادره عليه خود ببنديد و از حق قانوني خود براي پيگيري آنها از مراجع قانوني استفاده نكنيد، شايد ما هم «از شما به دادگاه ويژه روحانيت، شكايت نكنيم و شما را براي هميشه از تحصيل محروم نكنيم و كل هزينه تحصيل را تا دو برابر مبلغ دريافت نكنيم»!
6- وي هرگونه تحصني را در اعتراض به احكام فوق الذكر، منكر شده است. آيا نامبرده در زمان تجمع بيش از يكصد و هفتاد نفر از دانشجويان در مقابل دفتر رييس دانشگاه و اعتصاب غذاي بيش از يكصد و پنجاه نفر از دانشجويان در همبستگي با محروم شدگان در دانشگاه حضور نداشته است؟ آيا بازداشت غيرقانوني خبرنگار خبرگزاري فارس را كه براي تهيه گزارش از اين تجمع در دانشگاه حضور يافته بود، فراموش كرده است؟
در پايان ضمن محفوظ دانستن حق خود براي پيگيري اظهارات آقاي رستمي كه مصداق عيني « نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي» مي باشد، از آن خبرگزاري محترم درج اين جوابيه را در اولين فرصت خواستاريم.
دانشجويان عدالتخواه دانشگاه علوم اسلامي رضوي |
منبع: www.mostaghel.ir

به مناسبت انتشار جلد اول فرهنگ آثار ایرانی – اسلامی که به معرفی آثار مکتوب ایران و جهان اسلام یا در واقع به فرهنگ مکتوب زبانهای فارسی و عربی اختصاص دارد، عصر روز سه شنبه 27 تیرماه، مجلسی در سالن کنفرانس شهر کتاب برگزار شد.
در این جلسه مهدی فیروزان، رضا سید حسینی، احمد سمیعی گیلانی وعلی آل داوود درباره نحوه پدید آمدن و محتوای فرهنگ آثار که از سوی انتشارات سروش منتشر شده سخن گفتند. پیش از انتشار فرهنگ ایرانی – اسلامی که تألیف مؤلفان ایرانی است، بخش ترجمۀ کتاب فرهنگ آثار که به آثار جهانیان بویژه اروپاییان اختصاص دارد، و بیشتر ترجمه Dictionnaire des Œuvres است در شش جلد از سوی انتشارات سروش منتشر شده بود. بخش ترجمۀ فرهنگ آثار زیر نظر رضا سید حسینی و بخش تألیف آن که به آثار ایرانی – اسلامی اختصاص دارد، زیر نظر احمد سمیعی گیلانی انتشار یافته است. علی اصغر محمد خانی، معاون فرهنگی شهر کتاب که جلسه را اداره می کرد، پیش از آنکه سید حسینی آغاز سخن کند گفت، جلد نخست فرهنگ آثار ایرانی – اسلامی که از حرف الف تا پ را در بر دارد، به معرفی 747 کتاب پرداخته است. مهدی فیروزان مدیر عامل شهر کتاب نیز که در زمان شروع پروژه ترجمه و تألیف فرهنگ آثار، مدیر عامل انتشارات سروش بود، در سخنان کوتاهی فرهنگ آثار را مرجع مطالعاتی ارزشمندی دانست که لازم است جدا از مبحث اقتصادی برای ناشر فرهنگ آثار، مطبوعات از آن غفلت نکنند. وی از رسانه ها خواست که در معرفی کتاب بکوشند. سپس رضا سید حسینی که بخش ترجمۀ فرهنگ شش جلدی فرهنگ آثار زیر نظر او منتشر شده، در سخنانی از شکل گیری پروژۀ ترجمۀ فرهنگ آثار سخن گفت و یادآور شد که هفت هشت سالی طول کشیده تا حدود چهل مترجم و چند ویراستار گرد هم آمده و کار سامان گرفته است. وی یادآوری کرد که به هنگام ترجمۀ فرهنگ آثار متوجه شدند که از بین 15 هزار مطلب، فقط 200 مطلب مربوط به ایران و اسلام وجود دارد. احمد سمیعی گیلانی این امررا به کم اعتنایی یا حتی بی اعتنایی نویسندگان اروپایی نسبت به آثار ایرانی و اسلامی تعبیر کرد. به همین جهت همه به این نتیجه رسیدند که بهتر است، مطالب مربوط به فرهنگ ایرانی – اسلامی به صورت تألیفی و جداگانه انتشار یابد. آقای سمیعی گیلانی درباره فرهنگ آثار ایرانی – اسلامی گفت، نخست قرار بود آثار ایرانی – اسلامی هم در همان فرهنگ ترجمه بیاید ولی چون وی به دلیل اینکه مخاطبان این دو اثریکی نبودند، از ابتدا با این کار مخالف بود ، پیشنهاد کرد که برای آن حساب جداگانه ای باز کنند. او تآکید کرد که به نظرش، معرفی اثر، از معرفی پدید آورنده یا به تعبیر او "اثر آفرین" اهمیت بیشتری دارد و گفت: اینکه ما آثار را بطور مستقل معرفی کنیم اهمیتش برای ارتقای سطح فرهنگی جامعه خیلی بیشتر است تا معرفی اثر آفرین. و این حادثۀ خجسته ای بود که در فرهنگ آثار شش جلدی پدید آمد و طلیعه ای شد برای فرهنگ آثار ایرانی – اسلامی. درباره محتوای کتاب آقای سمیعی یاد آور شد که این فرهنگ همه رشته های علوم و معارف انسانی را در بر دارد. با وجود این کتابهای مهمی هست که در این فرهنگ معرفی نشده اند. مثلا هم اکنون پژوهشگاه علوم انسانی دست اندرکار انتشار فرهنگ خاورشناسان است که تا کنون دو جلد از آن منتشر شده و این فرهنگ نشان می دهد که خاورشناسان چه اندازه در زمینۀ فرهنگ ایرانی و اسلامی کار کرده اند. آقای سمیعی گفت: ما متاسفانه امکان آن را نداشتیم که آنها را در فرهنگ آثار بیاوریم. سمیعی از سخنان خود چنین نتیجه گیری کرد که نباید از هیچ فرهنگی انتظار داشت که کامل و بی نقص باشد ولی باید انتظار داشت که اطلاعات آن درست و موثق باشد. وی سپس به سطح کار فرهنگ آثار ایرانی – اسلامی پرداخت و یاد آور شد که در هر دانشنامه ای غث و سمین (بد و خوب) هست و گفت: مطالب فرهنگ آثار نیز غث و سمین دارد ولی هیچ مطلبی از سطح معقول پایین تر نیست. آخرین سخنران درباره فرهنگ آثار علی آل داوود بود که خود یکی دیگر از دست اندرکاران انتشار فرهنگ آثار است. وی در سخنانش گفت که ما دائرة المعارف نیستیم و تشکیلات آن را هم نداریم بلکه کارمان را فقط با سماجت دنبال کرده ایم. او توضیح داد که مداخل اولیه فرهنگ آثار را پرویز اذکایی به سفارش انتشارات سروش انتخاب کرد که به دو سه هزار عنوان می رسید اما این فهرست از حیث مطالعات ایرانی در دوران جدید ناقص بود یا قابل ملاحظه نبود. آقای آل داوود افزود: بنابراین از خود نویسندگانی که مورد قبول ما بودند دعوت کردیم که مداخل بیشتر را به ما معرفی کنند. مداخلی که اینان معرفی کردند به کتاب افزوده شد. او یادآور شد: در ایران تعداد مولفانی که دائرة المعارف نویس باشند، خیلی اندک است. به این خاطر انتقاداتی ممکن است به کتاب فرهنگ آثار وارد باشد که علت آن فقر علمی ایران است. آخرین سخنران این نشست همچنین گفت: ما افراد نام آور زیاد داریم ولی دائرة المعارف نویسی ويژگی هایی دارد که همه از عهدۀ آن بر نمی آیند. نویسنده دائرة المعارف باید به موضوع کاملا مسلط باشد، آخرین اطلاعات را در زمینه کار خود داشته باشد و مهمتر از همه موجز نویس باشد. آقای آل داوود ضمن اشاره به اینکه هنوز در زبان عربی چنین اثری پدید نیامده، یاد آور شد که در جلد اول فرهنگ آثار 90 نویسنده مطلب نوشته اند. علی آل داوود گفتّ ما سعی کردیم به تمام رشته هایی که در دنیای اسلام رایج بوده از منطق تا ریاضیات بپردازیم. وی در پایان سخنان خود به طنز از کتاب « خود مشت مالی » باستانی پاریزی یاد کرد و گفت: حالا من یک خود مشت مالی بکنم؛ چون این کار 14 سال طول کشیده و با مسائل زیادی مواجه بوده ایم، یکدستی لازم در همه جای کتاب به چشم نمی خورد. گاهی هم ممکن است یک کتاب مهم از چشم ما افتاده باشد و به غیر از اینها ایرادات دیگری هم به کتاب وارد باشد. در ضمن جلد دوم کتاب هم آماده است و چون تمام تفسیرها و تمام تاریخ ها با حرف ت شروع می شود، این جلد خیلی مفصل شده و فقط حرف ت را در بر دارد.




مرتضی اسلام زاده
جامعه مطبوهاتی هیچگاه از بسته شدن هیچ روزنامه ای خوشحال نشده است چه روزنامه اصلاح طلب باشد و چه روزنامه تندرو ، چه روزنامه زرد و چه روزنامه غیر زرد . بدون اغراق گفت در بین اکثر همکاران صحبت از این بود که این روزنامه دوام نخواهد آورد چه همانروزی که بسیاری از همکاران مطبوهاتی آهنگ رفتن به هم میهن را ساز کردند و به آن نشریه وزین رفتند خوشحال شدیم که این نشریه دوباره جان گرفت چرا که تقریبا بهترین ها به هم میهن رفتند کسانی که در روزنامه همشهری تجربه های بسیار گرانبهایی کسب کرده بودند و در شرق پوست انداخته بودند و در کارگزاران آرامش گرفته بودند ، به دنبال آن بودند که در هم میهن بهترین باشند و به حق هم بودند در ۴۲ شماره ای که از هم میهن منتشر شد بهترین بود . اکنون چیزی نمیتوان گفت تنها باید صبر کرد و دید که نتیجه چه خواهد شد و تنها امیدوار بود که مشکلی پیش نیاید و این نشریه وزین ادامه حیات بدهد و خانواده هایی که از این نشریه روزی خود را کسب میکنند بیکار نشوند. انشاالله
افشین امیر شاهی
ایران، کرمان، بم ساعت 4 بامداد و ناگهان دیگر هیچ، ای کاش زمان متوقف می شد. ناگهان دیگر هیچ، بم با خاک یکسان شد، آنچنان که به نظر می رسد سالیان سال هم دیگر بم به معنای شهر بم وجود نخواهد داشت. در سال های اخیر و هر از چند گاهی شاهد بروز زلزله در جای جای ایران بوده ایم گاه نه چندان خسارت بار و گاه آنچنان فاجعه بار که تا سالیان سال داغ از دست دادن چندین هزار هموطن بر دل ما سنگینی می کند. این واقعیت که ایران بر کمربند زلزله قرار گرفته، کتمان ناپذیر است و باید قبول کرد که با ساختمان های نه چندان مستحکم که در کلان شهرها و بافت قدیمی روستاهای ما، دور از انتظار نیست که باز هم در سوگ عزیزانمان بنشینیم. چهار سال از واقعه جمعه پنجم دی بم می گذرد و هنوز چشمان منتظر بسیاری بر دست سرمداران سازندگی است که به وعده های خود جامه عمل بپوشاند و بمی را که قول داده بودند بسازند. آنچه که در بم به عنوان زندگی در جریان است، دستمایه نمایشگاه عکس "بم بمان" شده است که در نگارخانه لاله در پارک لاله تهران برای بازدید علاقه مندان گشایش یافته است. حسن سربخشيان، اميد صالحي، حسين سلمانزاده، حسين فاطمي، محمد خير خواه، محسن شاهمردي، حميد صادقي، علي اکبر شير ژيان، هادي تبريزي، مژگان رمضاني و حامد عبدلي 29 خرداد همزمان با سالروز زلزله رودبار با نمايشگاه گروهي عکس "بم امروز" را در گالري لاله يادآوري مي کنند. این 11 عکاس خبري و مستند اجتماعي همزمان با سالروز زلزله رودبار نمايش تصاويري از بم امروز را در گالري لاله ارايه مي کنند . اين عکاسان طي ماه گذشته با سفر به شهر بم با تصوير وضع فعلي اين شهر ميزان تحولات، ساخت وسازها، وعدههاي عملي شده و نشده مسئولين و چگونگي جريان زندگي در اين شهر را در قاب دوربين هاي خود ثبت کرده اند در اين نمايشگاه نزديك به 35 قطعه عكس رنگي و سياه و سفيد در قطع هاي 50 در 70 ، 30 در 40 و 100در 70 به نمايش گذاشته ميشود. در كنار نمايشگاه "بم امروز" همچنين تعدادي كارگاه با موضوع يادآوري زلزله بم برگزار مي شود. نشست تشكلهاي غير دولتي فعال در بم، حضور طرح باغ هنر بم، روزنامه نگاري بحران با حضور دكتر حسن نمكدوست و بررسي فعاليت هاي يونيسف در ايران از برنامههاي جنبي اين نمايشگاه است. نمايشگاه گروهي عکس بم امروز که ساعت 16 روز سه شنبه 29 خرداد در گالري لاله واقع در پارک لاله افتتاح مي شود، تا هفتم تير ماه ادامه دارد. اين نمايشگاه با همكاري گروهي از وبلاگ نويسان و روزنامه نگاران كه به عنوان "انجمن بم بمان" فعاليت مي كنند، برپا مي شود حسن سربخشیان عکاس نام آشنای عرصه خبر که همواره در رویدادهای خبری و اتفاقات مهم با دوربین خود به ثبت وقایع پرداخته، سرپرست این گروه عکاسی است. وی هدف خود و دوستانش در برپایی این نمایشگاه را آگاهی بخشی به جامعه توصیف می کند و می گوید: هدف اصلی در واقع آگاهی بخشی به جامعه و هشدار درباره در مورد این اتفاق طبیعی که همیشه می تواند در کمین ما باشد است، همانطور که در همین چند روز اخیر شاهد بروز زلزله ای در قم و مناطقی از تهران بودیم که می تواند باز هم زلزله را در کانون توجه قرار دهد. وی خواستار توجه ای دوباره به بم می شود: عمده توجه کسانی که در این نمایشگاه حضور دارند، عکاسان، روزنامه نگاران، انجمن ها و تشکل هایی که این نمایشگاه را از روزهای ابتدایی تا به سرانجام رسیدن آن حمایت کردند، این است که علاوه بر توجه ای دوباره به بم، برای پیشگیری از موارد مشابه آینده که با شرایط اقلیمی ایران یک واقعیت غیرقابل کتمان است نیز تلاش کنیم. سربخشیان که خود اولین عکاسی بود که فاجعه بم را از زبان دوربین به تصویر کشید در مورد برپایی این نمایشگاه می گوید: برای برپایی این نمایشگاه 30 خرداد سالگرد زلزله رودبار و منجیل انتخاب شد. 30 قطعه عکس از خرداد 86 بم گرفته شده که بم امروز را نمایش می دهند و در کنار آنها هشت قطعه عکس از زلزله بم 82 است تا مردم یک یادآوری از آنچه رخ داده است، داشته باشند. عمده انرژی این 10 عکاس این بوده که مردم فراموش نکنند آنچه که شاید دوباره اتفاق بیافتد هرچند این عکس ها زنده کننده خاطراتی است که چندان هم خوش نیست. وی درباره تیم اعزامی 10 نفره عکاسی به بم توضیح می دهد: 10 نفر عکاسی که برای اعزام به بم انتخاب شدند یک سری از عکاسانی بودند که زلزله را در سال 1382 عکاسی نکرده بود. آنها بعد از چهار سال زندگی امروز بم را دیدند و آنچه که آنجا بود، عکاسی کردند. هرچند که هم اکنون در بم هست هر چه واقعیت است، اگر سازندگی بوده، اگر سازندگی کند بوده و هر چیز دیگری که در بم وجود داشته منظر دید این گروه بوده است. وی در پایان می افزاید: ما سعی کردیم که بچه های این گروه عکاسی یک دید مستقل داشته باشند از آنچه که در زندگی امروز بم اتفاق می افتد. ما امیدواریم در صورت پیدا کردن یک اسپانسر مالی بتوانیم این نمایشگاه را در بم یا کرمان نیز برپا کنیم. زلزله بم تنها حادثه بزرگ طبیعی نبود که ایران را در ماتم مرگ هموطنانش فرو برد. خبر حادثه که مخابره شد، کم نبودند کسانی که خاطره زلزله منجیل برایشان زنده شد. پیش از 5 دی ماه 1382، بزرگ ترین زلزله، زمانی رخ داد که رودبار و منجیل لرزیدند و 40 هزار نفر پشت خاک را دیدند. آن زمان، خیلی ها هشدار دادند که زلزله، خشم طبیعت نیست، می توان آن را مهار کرد. کمی بیشتر از ده سال بعد، خاک نقطه ای دیگر از ایران زیر و رو شد، زمین نفسی کشید و دوباره آرام گرفت تا فرصتی دیگر. طی 50 سال اخیر، 14 زلزله بزرگ، ایران را لرزانده است، از شمال شرق تا جنوب غرب و از شمال غرب تا جنوب شرق و با هر لرزش زمین به طور میانگین بیش از ده هزار نفر جان خودت را از دست داده اند. بم امروز، تنها یادآور زلزله 5 دی ماه 3 سال و چهار ماه پیش نیست. ویرانه های بازمانده از زلزله سال 82، یادآور فراموشکاری ما است. ما بعد از حادثه بویین زهرا در سال 1341، فراموش کردیم که ویرانی 200 روستا در غرب تهران، تنها هشداری به ماست که مراقب باشیم. از یاد بردیم که بعد از زلزله خراسان در 1347، هر شهر دیگری می تواند قربانی لرزش زمین باشد. از ذهنمان نگذشت که کشته شدن کمتر از ده هزار نفر در زلزله سال های 51 تا 56، تنها هشداری است برای حوادث خونین تر سال های بعد. یادمان رفت که طبس، تنها بازمانده زیر و رو شدن طبیعی زمین نخواهد بود و سال 1357، به عنوان آخرین سال زلزله در ایران ثبت نخواهد شد. خونین ترین حادثه سال های اخیر در رودبار هم تکانمان ندارد، کشته شدن چهل هزار نفر هم ما را بر نیانگیخت که کاری کنیم. شاید تنها یادمان ماند که در روزهای نخست زلزله بم، خودمان را به خرابه ها برسانیم، مرثیه ای بسراییم و از دولت و مسئولان گله کنیم که رسیدگی هایشان، مشکل مردم را حل نکرد. بم امروز، حدیث فراموشکاری ماست که زلزله را حادثه ای برای نقطه ای دور از خودمان تصور می کنیم و عادت نکرده ایم برای آنچه وقوعش طبیعی و اجتناب ناپذیر است، کاری کنیم. راستی اگر فردا نوبت ما باشد، خانه مان و خودمان آماده پذیرایی از زلزله هست؟ هر بار بعد از هر زلزله بزرگ، گروهی از جوانمردان در کنار نیروهای ملی و بین المللی، تمام هم و غم خود را گذاشتند تا برای بازمانده ها کاری کنند، ویرانه ها را سامان بخشند و زندگی را دوباره به آنچه زلزله بر جا گذاشته بازگردانند. هر بار و بعد از انتشار آمار خرابی ها و کشته ها، مدیران و نویسندگان از لزوم توجه به زلزله و اهمیت آماده شدن برای آن گفته اند و نوشته اند. اینکه باید مقاوم بسازیم و اینکه اگر با همه مقاوم سازی ها زلزله خرابی پدید آورد چگونه خود را مصون بداریم. و هر بار بعد از آخرین زلزله، گروهی یادآوری کردند که همه این ماتم ها و تذکرات را در آخرین زلزله هم گفتیم و شنیدیم و باز هم آنچنان زیستیم که پیش از آن زندگی می کردیم. طیبه دهباشی بنیانگذار موسسه "همراهان بم" که در زمینه ارایه خدمات در زمینه های روانشناسی و مددکاری، به مردم بم کمک می کند، می گوید: من از فروردین 83 در بم حضور داشتم کارهایی که در شش ماهه اول در بم انجام شد نسبتا مثبت ارزیابی می شود و تمام سازمان های دولتی و غیردولتی آمده بودند که در سرویس دهی به مردم بم کمک کنند ولی متأسفانه بعد از اولین سالگرد زلزله دیگر هیچ نهاد دولتی و عموم نهادهای خصوصی از شهر بم رخت بربسته و آنجا را ترک کردند. وی می افزاید: مسایل روحی روانی مردم بعد از بازسازی تازه معنی پیدا می کند یعنی بعد از اینکه خانه ها و شهر ساخته شد مردم متوجه کمبودها، نبود عزیزانشان و شرایط نامناسب زندگی می شوند. من فکر می کنم در شرایط خیلی بحرانی یک سری سرویس دهای های خیلی اورژانسی در موارد روانشناسی که ممکن بود خیلی نیز تخصصی نباشد داده شد ولی همان ها نیز رها شد. وی به نبود حتی یک روانشناس در بم در اواخر سال 84 و اوایل سال 85 اشاره می کند: یکسال بعد از اولین سالگرد زلزله بم هیچ روان شناس و یا فردی که بتواند به مردم خدمات دهد وجود نداشت در صورتی که سوگ مردم تازه عمیق تر شده بود. من خود شاهد عمق فاجعه در این دوران بوده ام. افسردگی به طور گسترده در میان مردم شایع شده است. دهباشی به اقدامات صورت گرفته توسط موسسه همراهان اشاره می کند: این موسسه با استفاده از افراد بومی و با همکاری یونیسف و وزارت بهداشت، درمان و علوم پزشکی به وضعیت کودکانی که هر دو والدین خود را از دست داده بود و نیز زنان بی سرپرست رسیدگی می کنیم زیرا این دو قشر شرایط بسیار خاصی دارند و نبود امنیت در شهر و مسایل تربیتی و حمایت های عاطفی آنها را دچار مشکل ساخته است. وی ادامه می دهد: در حال حاضر 240 کودک را تحت سرپرستی خود قرار داده ایم و هر هفته آنها را ویزیت می کنیم. ما مانند بسیاری از نهادهای دیگر مستمری نمی دهیم بلکه با حمایت های عاطفی سعی از بازگرداندن آنها به مسیر اصلی زندگی و آشنا کردن کودکان با مهارت ها و کارکردهای زندگی هستیم تا بتوانند برای آینده افرادی توانمند بار بیایند. وی عمق فاجعه را در شرایط زندگی در بم امروز اینگونه توصیف می کند: به چشم خود دیدم دختری 18 ساله به مردی 40 ساله پیشنهاد ازدواج می داد تا شاید بتواند در سایه آن مرد دو کودک تحت تکلف خود را بزرگ کند. به نظر من با این اوضاع چشم انداز مثبتی نمی توان تصور کرد. در بحث عموم مردم هم هر چند روند بازسازی طولانی تر باشد مسلما امید به آینده و اینکه مردم بم بتوانند در آینده با ثبات بیشتری زندگی کنند، کمتر است کما اینکه کسانی که در بهترین شرایط سال های اول اعتقادی به مهاجرت نداشتند اکنون که شهر به قولی در شرف بازسازی است به مهاجرت فکر می کنند.